دنياي بدون گربه چگونه خواهد بود؟
تاریخ : دو شنبه 17 بهمن 1390
نویسنده : Oda Pardeks

دنياي بدون گربه چگونه خواهد بود؟
جام جم آنلاين: گربه ها از نظر بسیاری از انسانها موجوداتی دوست داشتنی اما بی استفاده هستند، نظریه ای که محققان با آن مخالف بوده و معتقدند اگر تمامی گربه های جهان در یک روز بمیرند، دنیا دچار مشکلات فراوانی خواهد شد.

شاید گربه های خانگی یا ولگرد این تصور اشتباه را به وجود آورند که موجوداتی ضعیف هستند و همواره به غذا و زباله های انسان برای بقا نیازمندند. اما به گفته "الن بک" استاد دامپزشکی دانشگاه پوردو، گربه ها شکارچیانی ماهر هستند که از رفتارهای سازشکارانه و انطباق پذیری برخوردارند.

به گفته بک، گربه ها شکارچیان اصلی حیوانات کوچک و گاه موذی هستند و می توانند در زمانی که شکار برایشان نایاب است، به عنوان یک حیوان تنها به خوبی بقای خود را حفظ کنند و در مقابل در زمان وفور شکار تعداد آنها نیز افزایش پیدا می کند.

این همان دلیلی است که وجود گربه ها را در زندگی انسانها الزامی می کند. گربه ها به واسطه کشتن موشها در انبارهای غلات و دانه های غذایی برای کنترل تعداد این آفت های موذي از اهمیت بالایی برخوردار بوده و حیاتی به شمار می روند.

برای مثال در هندوستان گربه ها در کاهش میزان اتلاف محصولات دانه های خوراکی به واسطه دستبرد جونده ها نقشی بسیار تاثیرگذار دارند. به بیانی دیگر شاید این درست باشد که انسان غذای گربه ها را تامین می کند، اما بدون گربه ها، اولین اتفاقی که خواهد افتاد کاسته شدن از میزان غذای انسان خواهد بود.

تصور اینکه در صورت ناپدید شدن گربه ها تعداد جونده ها به چه اندازه افزایش پیدا خواهد کرد، چندان دشوار نیست. این رویداد تا به حال به اندازه ای رخ داده است که چندین مطالعه علمی توانسته اند تصویری کلی از آن ارائه کرده اند.

یکی از این مطالعه ها که در سال 1997 در بریتانیا انجام گرفته نشان می دهد که یک گربه خانگی به صورت متوسط طی شش ماه 11 جونده را می کشد، این به آن معنی است که 9 میلیون گربه ای که در بریتانیا زندگی می کنند سالانه 200 میلیون جونده موذي را از بین می برند.

بر اساس گزارش لایو ساینس، مطالعه ای دیگر در نیوزیلند که در سال 1979 انجام گرفته نشان می دهد با کاهش پیدا کردن شدید تعداد گربه ها در جزیره ای کوچک در نیوزیلند، تعداد موش ها به صورت ناگهانی چهار برابر شد که این رویداد نیز تاثیرات بیولوژیکی دیگری در پی خواهند داشت.

برای مثال در همین جزیره در نیوزیلند محققان مشاهده کردند با افزایش غیر قابل کنترل موش ها، تعداد مرغهای دریایی به واسطه نابود شدن تخم این پرندگان توسط موش ها به شدت کاهش پیدا کرد.

بنابراين، اگر گربه هايي که در سرتاسر جهان زندگی می کنند به صورت ناگهانی از بین بروند، نه تنها نسل برخي  از پرندگان منقرض مي شود، بلكه انبارهای غلات  و ساير خوراكي ها جولانگاه موش ها شده و انسان بايد تدابير موثري را براي مقابله با اين جانور موذي بيانديشد.(مهر)


|
امتیاز مطلب : 16
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
موضوعات مرتبط: , , ,
تاریخ : دو شنبه 17 بهمن 1390
نویسنده : Oda Pardeks

خبرهاي كوتاه از سينماي جهان
جام جم آنلاين: فيلم «هوگو» ساخته‌ «مارتين اسكورسيزي» جايزه‌ بهترين فيلم سال 2011 را از نگاه انجمن كارگردانان هنري آمريكا دريافت كرد.

انجمن كارگردانان هنري آمريكا مراسم تقدير از برترين آثار سينمايي سال 2011 را در بورلي هيلتون برگزار كرد و فيلم «هوگو» جايزه‌ بهترين فيلم دوره‌اي ،مربوط به يك برهه زماني خاص، را به دست آورد.

فيلم «هوگو» محصول كمپاني پارامونت، اقتباسي از كتاب پرفروش كودكان «خلاقيت هوگو كابرت» است كه جديدترين فيلم «اسكورسيزي» پس از «جزيره‌ شاتر» است.

داستان اين فيلم در پاريس دهه‌ 1930 اتفاق مي‌افتد و زندگي پسر يتيم 12 ساله‌اي به نام «هوگو» را به‌تصويرمي‌كشد كه به صورت پنهاني در پشت ديوارهاي ايستگاه قطار پاريس زندگي مي‌كند.

«اسكورسيزي» اين فيلم را با استفاده از فناوري‌هاي سه‌بعدي ساخته است و با فيلم‌برداري اين پروژه او براي اولين‌بار وارد دنياي ادبيات كودك شد. فيلم‌نامه‌ «خلاقيت هوگو كابرت» را «جان لوگان» نوشته است كه پيش‌تر در فيلم «هوانورد» با «اسكورسيزي» همكاري كرده بود.

از ديگر نامزدهاي جايزه‌ اين بخش مي‌توان به «كمك»، «هنرمند» و «بندزن، خياط، جاسوس، سرباز» اشاره كرد.

به گزارش هاليوود ريپورتر،‌ جايزه‌ بهترين فيلم فانتزي سال 2011 به آخرين قسمت از سري فيلم‌هاي «هري پاتر» رسيد.

«هديه‌هاي مرگ» كه پرفروش‌ترين فيلم سال 2011 سينماي جهان شد، با پيشي گرفتن از «ارباب حلقه‌ها؛ بازگشت پادشاه» عنوان سومين فيلم پرفروش تاريخ سينما را به خود اختصاص داد.

فروش چشم‌گير «هري پاتر و هديه‌هاي مرگ» موجب شد تا سري فيلم‌هاي «هري پاتر» با رسيدن به فروش ‌هفت ميليارد دلار، اكنون پرفروش‌ترين فيلم‌ چندگانه تاريخ سينماي جهان باشد.

در بخش بهترين فيلم معاصر، «دختري با خالكوبي اژدها» ساخته‌ي «ديويد فينچر» جايزه‌ برتر را دريافت كرد.

اين پروژه اولين فيلم از يك اثر سه‌گانه است كه توسط كمپاني‌ سوني و كلمبيا پيكچرز تهيه و توليد ‌شده است.

«دانيل كريگ» در اين فيلم نقش «ميكائيل بلومكوسيت» را بازي كرده است. ديويد فينچر خالق آثاري چون‌ «بازي»، «هفت» و «مورد عجيب بنجامين باتن» است.

كاستاريكا در روسيه كنسرت موسيقي برگزار كرد

«امير كاستاريكا»، بازيگر، كارگردان و موسيقيدان سرشناس صربستاني در روسيه كنسرت موسيقي اجرا كرد.

شهر «سوچي» در جنوب روسيه ميزبان كنسرت موسيقي پرشوري بود كه «امير كاستاريكا»، برنده‌ي دو نخل طلاي جشنواره‌ي كن آن را اجرا كرد.

كنسرت اين هنرمند صرب بخشي از فستيوال بين‌المللي هنري بود كه در شهر «سوچي» برگزار شد.

به گزارش صداي روسيه، «كاستاريكا» كه با فيلم‌هايي چون «وقتي پدرم براي كار رفته بود»، «زيرزمين» و «گربه سياه، گربه سفيد»‌ به شهرت جهاني رسيد، مخاطبان خود را با نواختن گيتار قرمزرنگش به وجد آورد.

«كاستاريكا» 57 ساله با ساخت اولين فيلم بلند خود با نام «دالي بل را يادت مي‌آيد؟» موفق به كسب شير طلاي ونيز براي بهترين اثر اول يك كارگردان شد.

وي افتخارات سينمايي متعددي دريافت كرده است كه از مهم‌ترين آنها مي‌توان به خرس نقره‌اي برلين در سال 1993، جايزه‌ بهترين كارگرداني، جايزه فيپرشي و دو نخل طلا از جشنواره‌ كن، جايزه‌ بهترين فيلم اروپايي جوايز سزار فرانسه، جايزه‌ بهترين فيلم خارجي از جوايز لومير فرانسه و شير نقره‌اي و شير طلاي جشنواره‌ ونيز اشاره كرد.

«كاستاريكا» در پروژه‌ فيلم مشتركي با چند كارگردان سرشناس سينماي جهان فيلم «حرف‌هايي با خدا» را در مكزيك مقابل دوربين برده است. در اين فيلم «خوزه پاديلا»، كارگردان برزيلي برنده‌ خرس طلاي جشنواره برلين و «وارويك تورنتون»، كارگردان استراليايي برنده‌ دوربين طلاي جشنواره كن «امير كاستاريكا» را همراهي خواهند كرد.

اين كارگردان صربستاني همچنين در پروژه‌ فيلم مشترك ديگري مقابل دوربين «گاسپار نوئه» در فيلم «هفت روز در هاوانا» خواهد رفت.

«لورن كانته»، كارگردان فرانسوي برنده‌ نخل طلاي كن، «گاسپار نوئه»، كارگردان سرشناس فرانسوي به‌همراه «اليا سليمان»، «بنچيو دل تورو»، «پابلو تراپرو»، «خوان كارلوس تابلو» و «خوليو مودم» هفت كارگرداني هستند كه مشتركا ساخت اين پروژه را برعهد دارند.

«رنگو» جايزه‌ «آني» گرفت

سي‌ونهمين مراسم سالانه‌ اعطاي جوايز «آني» برگزار شد و انيميشن «رنگو» محصول كمپاني «پارامونت» با صداپيشگي «جاني دپ» به عنوان بهترين انيميشن‌ سال 2011 معرفي شد.

به گزارش ورايتي، در اين مراسم كه در شهر لس‌آنجلس برگزار شد، در بخش بهترين انيميشن سينمايي، «رنگو» اثر برتر شناخته شد.

در بخش بهترين انيميشن با نگاه خاص،‌ «پانداي كونگ‌فو كار 2» و در بخش بهترين انيميشن کوتاه،‌ انيميشن «آدام و سگ» به عنوان آثار منتخب معرفي شدند.

در بخش بهترين توليدات تلويزيوني نيز كه براي سيزدهمين سال برگزار شد، انيميشن «خانواده‌ سيمپسون‌ها» و در بخش بهترين آگهي تلويزيوني كارتوني، «دريا» عناوين برترين آثار را به خود اختصاص دادند.

انيميشن «رنگو» ساخته‌ جديد «گور وربينسکي»، خالق آثاري چون «دزدان دريايي کارائيب» است. «جاني دپ» در اين فيلم به جاي يك حيوان خانگي صحبت كرده و «ايزلا فيشر» به جاي مارمولکي که قرار است در جريان يک سفر طولاني سر راه اين حيوان خانگي قرار بگيرد، صداپيشگي كرده است. «جان لوگان»، نويسنده‌ فيلم «هوانورد» فيلم‌نامه‌ اين انيميشن را نوشته است.

«بيگال برسلين»، «بيل نيگي»، «استفان روت»، «راي وينستون»، «ند بيتي»، «بت گرانت» و«آلفرد مولينا» از ديگر صداپيشگان انيميشن «رنگو» هستند.

انيميشن کمدي «خانواده‌ سيمپسون‌ها» که بر اساس سريال تلويزيوني «سيمپسون‌ها» ساخته شده است که تاکنون با پخش بيش از 400 قسمت سريال تلويزيوني طي 20 سال گذشته به يکي از پرطرفدارترين شخصيت‌هاي انيميشن در آمريکا و بسياري از کشور‌هاي جهان تبديل شده‌اند.

ماموريت غيرممكن» پرفروش‌ترين فيلم تام كروز شد

چهارمين قسمت از سري فيلم‌هاي «ماموريت غيرممكن» پرفروش‌ترين فيلم دوران بازيگري «تام كروز» شد.

فيلم «ماموريت غيرممكن؛ روح پروتكل» محصول كمپاني پارامونت روز جمعه به مجموع فروش 600 ميليون دلار در سينماهاي جهان دست يافت كه اين پرفروش‌ترين فيلمي بوده است كه «تام كروز» تاكنون در آن بازي كرده است.

«ماموريت غيرممكن» كه در افتتاحيه‌ جشنواره دبي اكران جهاني شد، به كارگرداني «براد برد» مقابل دوربين رفته و بازيگران سرشناسي چون «جرمي رنر» و «سيمون پگ» در آن بازي كرده‌اند.

فيلم‌برداري بخش‌هايي از «روح پروتكل» در برج‌الخليفه دبي كه بلندترين برج جهان است، انجام گرفت و البته در چند لوكيشن ديگر در مسكو، پراگ و ونكوور نيز ادامه يافت.

به گزارش اسكرين ديلي، تا پيش از اكران «ماموريت غيرممكن»، ركورد پرفروش‌ترين فيلم «تام كروز» متعلق به «جنگ دنياها» ساخته استيون اسپيلبرگ بود كه در سال 2005 به فروش 591 ميليون دلار دست يافت. (ايسنا)


|
امتیاز مطلب : 18
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 6
موضوعات مرتبط: , , ,
تاریخ : دو شنبه 17 بهمن 1390
نویسنده : Oda Pardeks

موضع رهبري آرزوي مسلمانان بود
جام جم آنلاين: رئیس مجلس گفت که موضع قاطع رهبری معظم در مقابل صهیونیست‌ها و اعلام شجاعانه و روشن ایشان در حمایت از هرکشور و گروهی که مبارزه با صهیونیسم را هدف خویش قرار دهد، آرزوی همه مسلمانان را در عباراتی کوتاه نشان داد.

 جلسه علنی صبح امروز مجلس شورای اسلامی با حدود ۱۰۰ دقیقه تأخیر آغاز شد که همین موضوع موجب شد علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی از ارائه نطق پیش از دستور خودداری کند.

متن کامل نطق ایراد نشده علی لاریجانی به شرح زیر است:

هفته وحدت که مصادف است با میلاد با سعادت خاتم‌الانبیا محمد مصطفی (ص) است را به همه مسلمانان و ملت عزیز و نمایندگان محترم تبریک وتهنیت عرض می‌کنم.

سخنان مقام معظم رهبری در روز جمعه بار دیگر یادآور بیانات امام قدس سره را در اذهان زنده نمود صلابت همراه با هوشیاری و تیزبینی برای عزت مسلمانان و زدودن فضای غبارآلود همه و همه در خطبه‌های ارزشمند ایشان امیدواری را برای حرکت در صراط مستقیم انقلاب ایجاد نمود. در این باب به چند نکته اشارتی می‌شود.

1- بیداری ملت ایران و خروج از انزوای سیاسی تحمیلی رژیم دیکتاتوری در پناه شعارهای انقلاب محقق شد. تاکید ایشان بر حفظ شعائر انقلاب و تشخیص مصلحت انقلاب‌ به حفظ این شعارها معیار مهمی است که اصالت حرکت‌های سیاسی را مشخص می‌نماید. مخصوصا در آزمون انتخابات‌ صحت درستی کار با این شاخص سنجیده می‌شود.

2- ایران اسلامی امروز در پناه اعتماد به نفس از بسیاری از گردنه‌های سخت عبور نموده و تهدیدها و تحریم‌ها را به فرصت تبدیل کرده است. این توفیق با عنایت الهی به رویگردانی از واردات به سوی تولیدات داخل یو تکیه بر دانش و تکنیک بومی میسر گردید و پیشرفت‌های علمی، تکنولوژیک، گسترش خدمات زیرساختی قوی برای ملت فراهم نمود. اینک در امتحان دیگری قرار گرفته‌ایم که حریف با شمشیر شکسته تحیم به سراغ ملت آمده است، راه خنثی سازی شگرد دشمن در سرمایه‌گذاری بر روی توان ملی است.

مجلس هشتم در چهار سال گذشته این دغدغه جدی را در تولیدات صنعتی و چه کشاورزی و دامی به طور جد دنبال نمود. تصویب قانون تسهیل فضای کسب و کار و مواد متنوع در قانون برنامه برای سهل نمودن فضای سرمایه‌گذای همراه با صیانت از نیروی انسانی با تصویب قانون بیمه بیکاران، قانون مشاغل خانگی، بیمه مربوط به صنعت قالیبافی، بیمه کارگران ساختمان، بخشی از این مهم بود.

تدوین قانون بهره‌وری کشاورزی جهت ساماندهی بخش تولیدات داخلی کشاورزی و دامی و جلوگیری از واردات بی‌رویه نمونه‌هایی از اتخاذ این رویرد است که باید بر تولید داخلی تکیه نمود.

تحقیق و تفحص در این زمینه و سؤال از وزرا به این جهت بود که قبل از وقوع حادثه آن را علاج نماییم و حال باید دولت و مجلس عزم جدی‌تری در تحقق فرمایش رهبری در این موضوع نمایند تا تحریم‌ها به فرصت بدل گردد.

3- یکی از هدف‌های تدوین قانون هدفمندکردن یارانه‌ها، جلوگیری از اسراف و مصرف‌زدگی بود مخصوصا در بعد انرژی، گرچه این قانون به درستی اجرا نشد و برخی از آثار تورمی و لطمات تولید کشور نتیجه عدم دقت در اجرای این قانون بود اما به دلیل اهمیت این قانون نباید به خاطر لغزش در اجرا دچار یاس در اصل موضوع شد بلکه با اصلاح میسر باید کار را دنبال نمود.

امید است کمیسیون ویژه این امور در مورد طرح اخیر که مجلس به فوریت آن رای داد، با همت بیشتر پیگیر موضوع باشد که یکی از توصیه‌های رهبر معظم را محقق کند‌ البته تاکید ایشان بر خسران مصرف زدگی و اصراف امر عامی است که باید رسانه‌های گروهی فرهنگ سازی کنند.

4- گرچه تغییرات مثبت در ضریب جینی این امیدواری را در سال‌های اخیر بوجود آورده است که در مسیر تحقق عدالت حرکت مثبتی در پیش داریم اما در مقایسه با عدالت اجتماعی مورد نظر انقلاب، هنوز فاصله بسیار است، مخصوصا در بعد اقتصادی اجرای صحیح قانون اصل 44 و ایجاد فضای رقابت همراه با طرح‌های صیانتی از نیروی انسانی و اقشار کم درآمد باید شکل دقیق‌تری یابد.

موضع قاطع رهبری معظم در مقابل صهیونیست‌ها و اعلام شجاعانه و روشن ایشان در حمایت از هرکشور و گروهی که مبارزه با صهیونیسم را هدف خویش قرار دهد، آرزوی همه مسلمانان را در عباراتی کوتاه نشان داد. این صلابت و شجاعت و غیرت دینی تحسین‌برانگیز‌،‌ توصیه‌ای نیز در برداشت که در این راه‌، فریب لبخند دشمن و وعده‌های دروغین آمریکا و غرب را نخورید که دورویی آنان در مقاطع مختلف عیان گشته است.

در دهه فجر همین ارزیابی‌ها و تذکرها‌،‌ حیات مجدد به انقلاب می‌دهد‌، مخصوصا در دهه فجر امسال که جریان بالنده انقلاب‌های‌ منطقه‌ای نیازمند چنین راهنمایی‌هایی هستنند‌. فخر مجلس هشتم در این است که حوادث داخلی و خارجی را به موقع رصد نمود و با روشنگری و اتخاذ مواضع قاطع‌، مورد تحسین رهبر معظم قرار گرفت‌.

6) مجلس صالح، سالم و قوی، شعار ناصحانه‌ای بود که رهبری معظم برای مجلس آینده ترسیم نمودند تا بر قوه مجریه و قضاییه و حتی نیروهای مسلح‌، تدبیر اثر‌گذار داشته باشد و باعث نا‌امیدی دشمن گردد‌.

برای تحقق چنین مجلسی‌، اولا عظمت اراده ملت در حضور در انتخابات‌، شرط است تا هم مردم‌سالاری به معنای واقعی محقق شود و هم قدرت معنوی ملت به رخ دشمنان کشیده شود و هیبت ملت حفظ گردد‌. این سخن رهبری که انتخابات، مصونیت بخش است، کلامی بسیار پراهمیت از منظر امنیت ملی و منافع ملی است‌.

ثانیا مجریان انتخابات باید در اجرای انتخابات با دقت کامل عمل کنند که بی‌جهت‌، مستمسکی برای شعبده‌بازی عده‌ای در داخل و ماجراجویی بیگانگان فراهم نگردد‌، البته این امر را کاندیداها‌، چه قبل از انتخابات و چه بعد از آن نیز باید مورد توجه قرار دهند تا به تعبیر ایشان کلاهی که بر سر عده‌ای پس از انتخابات 88 رفت، بر سر آنان نرود‌.

ثالثاً، شورای محترم نگهبان توصیه رهبری معظم را در احراز صلاحیت‌ها محقق نماید تا شورآفرینی انتخابات را باعث شود و در این راه با سماحت برخورد کنند، البته تبعیت از قانون پس از نظر شورای محترم نگهبان ضروری است‌.

رابعا‌، رهبری رقابت سالم را اینگونه توصیف کردند‌: "رقابت بدون تهمت زدن و بدگویی به یکدیگر"

این توصیه خیرخواهانه برای سلامت انتخابات جدای از وجه عقلانی‌، برمبانی دینی روشن‌، استوار است‌.

به مناسبت میلاد باهرالنور‌، رسول گرامی اسلام محمد مصطفی (ص) به چند حدیث وارده از آن حضرت توجه کنیم‌:

رسول خدا (ص) فرمود‌: خدای تبارک و تعالی فرموده است که هر که دوستی از دوستان مرا خوار سازد‌، ‌به حقیقت که خود را برای جنگ با من آماده کرده است‌.

باز آن حضرت فرمود‌: "لغزش‌های مسلمانان را آشکار نسازید که خدا لغزش‌های شما را هویدا می‌کند."

و در حدیث دیگر‌، رسول خدا (ص) فرمود‌: "‌دشنام دهنده به مومن‌،‌ چون کسی است که بر هلاکت مشرف شده است."

و باز از آن حضرت نقل است که فرمود‌: "دشنام دادن به مومن‌، بیرون رفتن از فرمان خدا و جنگ کردن با اوست".

از امام جعفر صادق (ع) نقل است که فرمود‌: "چون مومن‌، برادرش را متهم کند‌، ایمان در دلش بسوزد."

این سنت نبوی است که جامعه را سلامت می‌نماید‌. باید پذیرفت که در تحقق این امر‌، سیاستمداران و ارباب رسانه‌ها دچار لغزش اخلاقی شده‌اند‌. بیایید در این انتخابات این سنت اسلامی را احیا کنیم و قطعا این معیار مهمی خواهد بود که ملت‌، رهروان صادق رهبری را از ناراستان‌، بدرستی تشخیص دهند و بدرستی در این باب آمده است که‌:

"مردمان را عیب نهانی پیدا مکن، که مرایشان را رسوا کنی و خود را بی اعتماد".

"دوستی را که به عمری فراچنگ آرند‌،‌ نشاید که به یک دم بیازارند".

"سنگی به چند سال شود لعل پاره‌ای؛ زنهار تا به یک نفسش نشکنی به سنگ".

"عاقل چون خلاف اندر میان آید بجهد و چون صلح ببیند، لنگر بنهد که آنجا سلامت برکران است و اینجا حلاوت در میان".

باشد که دوستان با عمل خویش در انتخابات و رعایت توصیه‌های رهبر معظم‌، حلاوت را به ملت عزیز بچشانند‌.(فارس)


|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
موضوعات مرتبط: , , ,
تاریخ : دو شنبه 17 بهمن 1390
نویسنده : Oda Pardeks

از اميد تا فجر
جام جم آنلاين: روزنامه‌هاي صبح امروز ايران در سرمقاله‌هاي خود به مهمترين مسائل روز كشور و جهان پرداخته‌اند از جمله «حق با آمريكاست!»، «از اميد تا فجر»، «رسوايي اتحاديه عرب» و...كه برخي از آنها در زير مي‌آيد.

كيهان: «حق با آمريكاست!»

«حق با آمريكاست!» عنوان يادداشت روز كيهان به قلم حسين شريعتمداري است كه در آن مي خوانيد:
1- «از جنايت عليه ايران دست برداريد»، «دشمن ما ايران نيست، دشمن واقعي ما اقليت يك درصدي حاكم بر آمريكاست»، «جنايات مشترك آمريكايي و اسرائيلي عليه دانشمندان ايراني را متوقف كنيد»، «نه جنگ، نه تحريم، نه دخالت و نه جنايت عليه ايران»، «فاجعه 11 سپتامبر منشأ داخلي داشت»، «مرگ بر ديدگاه شما، چرا جنگ با ايران؟ جنگ واقعي همين جا در آمريكاست، جنگ ما عليه يك درصد حاكم»، «از دخالت در ايران و سوريه دست بكشيد»، «دستهايتان را از ايران كوتاه كنيد»، «همين حالا نظاميان آمريكايي را از افغانستان بيرون بكشيد»، «چرا دانشمندان هسته اي ايران را ترور مي كنيد»؟ و بالاخره به آنچه روي اين پلاكارد نوشته شده توجه كنيد؛ «به ما بپيونديد تا در تغيير تاريخ سهيم باشيد» و...

اين همه كه همه آنچه بود نيست، فقط بخشي از پلاكارد نوشته هايي است كه ديروز در تظاهرات فراگير و همزمان در 80 شهر بزرگ آمريكا و كانادا روي دست تظاهركنندگان آمريكايي و كانادايي به فراز آمده بود. تقريباً در تمامي تظاهرات 80 شهر آمريكا و كانادا، تصاوير بزرگي از شهيد مصطفي احمدي روشن كه در حالتي معصومانه فرزند خردسالش نيز در كنارش بود، حمل مي شد.

زير اين تصوير كه آمريكايي ها و كانادايي ها به صورت يك پوستر بزرگ روي دست گرفته بودند اين جمله نوشته شده بود «جنايت آمريكايي و اسرائيلي عليه دانشمندان ايراني را متوقف كنيد».

تصاويري از اين تظاهرات گسترده و فراگير در صفحه اول كيهان امروز به چاپ رسيده و تيتر يك روزنامه نيز به گزارشي در همين باره اختصاص يافته است.

2- در اين گزاره ها دقت كنيد؛ «برتولت برشت» شاعر و نمايشنامه نويس بلندآوازه آلماني - نيمه اول قرن بيستم- مي گويد «مي توان براي هميشه به يك نفر دروغ گفت و يك نفر نيز مي تواند براي هميشه به همه دروغ بگويد ولي هرگز نمي توان براي هميشه به همه دروغ گفت».

بعد از عقب نشيني نظامي آمريكا از عراق، نشريه آمريكايي فوربز - FORBES- در گزارشي كه بسياري از رسانه هاي آمريكايي و اروپايي آن را با تيترهاي درشت بازنشر دادند، خطاب به دولتمردان آمريكايي و مشخصاً خطاب به بوش و اوباما نوشت؛ «نتيجه اي كه از حمله نظامي به عراق گرفتيم تلخ اما خنده دار است! اكنون كه پس از 9 سال از عراق خارج مي شويم چه دستاوردي داشته ايم؟ هزاران ميليارد دلار هزينه كرده ايم و پنتاگون چند هزار ميليارد دلار آن را وام گرفته كه حالا بايد با بهره پس بدهد.

از نظاميان خود در عراق بيگاري كشيديم، نزديك به 4500 تن از نظاميان خود را از دست داديم. هزاران مجروح به آمريكا منتقل كرديم و در نهايت عراق را با هزينه كردن از سبد ماليات دهندگان آمريكايي به دشمنان آمريكا و دوستان ايران سپرديم و به آمريكا بازگشتيم.»

در همان حال ديگر رسانه هاي آمريكايي، از جمله روزنامه واشنگتن پست نوشت «با خروج از عراق، اين كشور را در سيني طلايي تقديم ايران كرديم» و تركي فيصل رئيس سابق سازمان استخبارات- سرويس اطلاعاتي- آل سعود در مصاحبه اي با عصبانيت گفت؛ «اگر قرار بود عراق را در سيني طلايي به ايران واگذار كنيد، چرا صدام را حذف كرديد»؟!

روز 13 دسامبر 2011- 24 آذرماه 1390- اجلاس «راهبردي آتلانتيك» به روال همه ساله در واشنگتن برپا شد. در اين اجلاس، مقامات برجسته و استراتژيست هاي آمريكايي و اروپايي- دو سوي اقيانوس اطلس- حضور داشتند.

هنري كيسينجر، رابرت اسكوكرافت، جيمز جونز- مشاوران ارشد امنيتي رؤساي جمهور آمريكا- پانه تئا وزير دفاع- بخوانيد وزير جنگ- آمريكا، رئيس سازمان اينتليجنت سرويس انگليس و مسئولان سازمان هاي اطلاعاتي فرانسه و اسرائيل نيز حضور داشتند.

درباره اين اجلاس كه گزارش كوتاهي از آن در سايت خبرگزاري «دويچه وله» آلمان منتشر شده آمده است «كيسينجر از شرايط كنوني غرب ابراز نگراني كرد و در حالي كه عصباني به نظر مي رسيد، پرسيد؛ بايد ديد چه حماقتي كرده ايم كه آمريكاي ابرقدرت 2001 را به شرايط شكننده امروز كشانده ايم»؟! دويچه وله در ادامه گزارش كوتاه خود مي نويسد «در اجلاس راهبردي آتلانتيك به تحولات جاري در كشورهاي اسلامي خاورميانه و شاخ آفريقا و دشواري هايي كه آمريكا و اروپا با آن روبرو هستند- ظاهرا جرأت نمي كنند از جنبش فراگير وال استريت نام ببرند و يا دويچه وله اجازه آن را نداشته است- اشاره شد و آقاي هنري كيسينجر نتيجه گرفت بايد بپذيريم كه مسير تاريخ جهان در حال تغيير است» و صدها و شايد هزارها نمونه ديگر از اين دست كه نه فقط شرح آنها بلكه فهرست آن نيز به درازا مي كشد و بايد گذاشت و گذشت.

3- حضرت آقا در خطبه هاي تاريخي نماز جمعه اخير تهران كه بازتاب گسترده اي داشت و نگارنده با درك قاصر خود و به مصداق «دست ما كوتاه و خرما بر نخيل» در برنامه تلويزيوني شنبه شب «ديروز، امروز، فردا» با عنوان «شليك به پاشنه آشيل آمريكا» از آن ياد كرد، فرمودند «يك جمله هم راجع به اين تهديدهاي آمريكا عرض بكنيم، مرتبا تهديد مي كنند، تهديد به اين زبان: همه گزينه ها روي ميز است! يعني حتي گزينه جنگ. اين، تهديد به جنگ است با اين زبان. خب، اين تهديد به جنگ به ضرر آمريكاست.

خود جنگ، 10 برابر به ضرر آمريكاست». رهبر معظم انقلاب در اين بخش از بيانات خود، دقيقا پاشنه آشيل آمريكا را نشانه رفته اند، و به نظر نگارنده، براي آن كه نشان بدهند اين نشانه روي با دقت كامل صورت گرفته است در جاي ديگري از بيانات خويش تاكيد مي كنند «ما در قضاياي ضديت با اسرائيل دخالت كرديم؛ نتيجه اش هم پيروزي جنگ 33 روزه و پيروزي جنگ 22 روزه بود» به بيان ديگر، حضرت آقا به آمريكا و اسرائيل مي فهمانند كه در حمله نظامي تمام عيار خود با حزب الله و حماس كه فقط بخش اندكي از قدرت بزرگ ايران اسلامي را نمايندگي مي كردند، شكست سخت و شكننده اي را متحمل شديد بنابراين اگر دست به حماقت بزنيد و حمله اي را آغاز كنيد، نتيجه قطعي آن از هم اكنون به وضوح قابل پيش بيني خواهد بود.

همين جا گفتني است كه ديروز، روزنامه اسرائيلي هاآرتص با اشاره به تهديدهاي هر از چندگاه مقامات اسرائيلي درباره احتمال حمله به ايران، اين تهديدها را گمراه كننده ناميد و نوشت «جنگ 33 روزه سال 2006 با حزب الله لبنان مصيبت بارترين جنگ براي اسرائيل بود و جنگ 22 روزه سال 2008 نيز نتيجه اي مشابه داشت».

هاآرتص در ادامه به نقل از «كنت پولاك» كارشناس و مدير سابق امور خاورميانه در كاخ سفيد و سازمان سيا، مي نويسد نتيجه دو جنگ 33 روزه و 22 روزه اسرائيل با حزب الله لبنان و حماس مي تواند ارزيابي واقع بينانه اي از حمله احتمالي به ايران ارائه دهد.

4- اواخر مهرماه سال جاري رهبر معظم انقلاب در جمع پرشور مردم كرمانشاه، از «پيچ بزرگ تاريخ» خبر دادند و با اشاره به انقلاب هاي اسلامي منطقه و تحولات سرنوشت ساز در آمريكا و اروپا، تاكيد فرمودند كه جهان در آستانه يك پيچ بزرگ تاريخي قرار گرفته و توضيح دادند كه در اين ميان، نگاه جهانيان به الگوي نظام اسلامي ايران دوخته شده است. ايشان در بيانات بعدي خويش نيز به اين پيچ بزرگ تاريخي اشاره هاي معني داري داشتند.

اكنون به بند اول اين نوشته بازمي گرديم و پاسخ اين پرسش را به قضاوت مي گذاريم كه آيا خيزش يكپارچه و همزمان مردم آمريكا و كانادا در 80 شهر بزرگ اين دو كشور، از همان پيچ بزرگ تاريخ كه حضرت آقا نزديك بودن آن را خبر داده و دو ماه بعد دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب در اجلاس راهبردي آتلانتيك بر آن تاكيد ورزيده بودند، حكايت نمي كند؟! كدام نگاه واقع بين مي تواند اين واقعيت بزرگ و آن «واقعه عظيم» كه در راه است را انكار كند؟ بار ديگر به پلاكارد نوشته هايي كه به برخي از آنها اشاره شد، نگاه كنيد! پلاكاردهاي تظاهرات ديروز در 80 شهر بزرگ آمريكا و كانادا «دشمن ما ايران نيست، دشمن ما، اقليت يك درصدي حاكم بر آمريكاست»... «به ما بپيونديد تا در تغيير تاريخ سهيم باشيد» و...

چه كساني تابلوهاي راهنما را براي عبور از اين پيچ بزرگ نصب كرده اند؟! آقا و امام(ره).

آيا به آمريكا حق نمي دهيد كه از يكسو براي حفظ آبروي ريخته و قدرت دود شده و به هوا رفته خود، به گزينه هاي روي ميز اشاره كند و در همان حال از زير ميز براي ايران اسلامي پيام مذاكره بفرستد؟!

جمهوري اسلامي: «انقلاب يمن، كابوس آمريكا و آل سعود»

«انقلاب يمن، كابوس آمريكا و آل سعود» سرمقاله امروز روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن مي خوانيد:

بسم‌الله الرحمن الرحيم
ميليون‌ها نفر از مردم يمن طي روزهاي اخير در شهرهاي مختلف يمن، از جمله در 30 ميدان شهر صنعا در تظاهرات پرشوري كه برپا كردند بر آرمان‌هاي انقلابي خود تأكيد نمودند.

نكته مهم اينست كه شعارهاي اين تظاهرات با آنچه در گذشته از زبان مردم يمن شنيده مي‌شد متفاوت بود. در اين تظاهرات، سمت و سوي شعارهاي مردم يمن عليه دخالت‌ها و توطئه‌هاي عربستان و آمريكا در اين كشور بود.

هر چند در گذشته نيز مخالفان نسبت به سياست‌هاي رياض و واشنگتن اعتراض داشتند ولي حجم و شدت اعتراضات تا به اين نبوده است. اين، يك تحول جديد در صحنه سياسي يمن محسوب مي‌شود كه بر نگراني‌هاي دولت‌هاي آمريكا و عربستان مي‌افزايد.

واقعيت اين است كه آمريكا و عربستان به دلايل مختلف از انقلاب يمن بيش از ساير انقلاب‌ها ناخشنود هستند و اين مسئله به وضوح در رفتارهاي يكسال گذشته اين دو كشور مشهود بوده است.

مخالفت‌هاي آمريكا و عربستان با خيزش مردمي در يمن هر چند انگيزه‌هاي متفاوت دارد ولي نقطه مشترك منافع اين دو كشور، تلاش براي حفظ ساختار رژيم ديكتاتوري به هر نحو ممكن است.

براي آمريكايي‌ها،‌ رژيم علي عبدالله صالح يك امتياز و نعمت بزرگ بود چرا كه، نه تنها سياست‌هاي ديكتاتور يمن با منافع منطقه‌اي آمريكا همسو بود، بلكه رژيم علي عبدالله صالح به نمايندگي از آمريكا جريان‌هاي ضد آمريكا در يمن را سركوب مي‌كرد و در مقابل، علي عبدالله صالح هم از امتياز حمايت‌هاي آمريكا از بقاي رژيمش برخوردار بود.

ورود موج انقلاب به يمن و قيام مردم اين كشور عليه ديكتاتور صنعا، اتحاد استراتژيك آمريكا را بر سر دو راهي بسيار دشواري قرار داد.

آمريكايي‌ها كه از ابتداي شروع قيام‌هاي مردمي منطقه تلاش كردند با سوار شدن بر موج، خود را حامي انقلابيون و معترضين نشان دهند در مورد يمن به سردرگمي و بيچارگي گرفتار شدند.

آنها از يكسو نمي‌توانستند همچون ديگر كشورها از جمله مصر، تونس و ليبي، خود را طرفدار مردم انقلابي يمن نشان دهند و از طرف ديگر نمي‌خواستند با ادامه حمايت‌هاي علني و صريح از علي عبدالله صالح،‌ وجهه ساختگي حمايت از انقلاب‌هاي منطقه را تخريب كنند.

علت اساسي اين مشكل، ترس آمريكا از آينده يمن و احتمال قدرت گرفتن گروههاي ضد آمريكايي در يمن بود.

عربستان، نگراني‌هاي عميق‌تري از انقلاب يمن داشته و دارد. آل سعود از وقوع انقلاب در پشت مرزهاي خود، بحرين در شمال و يمن در جنوب به شدت خوابشان آشفته شده است.

اين وحشت تا به آن حد بوده است كه رياض مستقيماً ارتش خود را براي سركوب اعتراضات مردمي بحرين به آن كشور فرستاد.

نگراني آل سعود از تحولات يمن نيز كمتر از بحرين نيست. سرايت انقلاب به داخل عربستان، قدرت گرفتن شيعيان يمني و بسياري عوامل ديگر باعث شده است تا نگراني‌هاي آل سعود، عميق‌تر و جدي‌تر شود.

آمريكا و عربستان از آنجا كه عليرغم حمايت‌هاي همه جانبه از سركوب انقلاب يمن عاجز ماندند، نقشه موسوم به «طرح شوراي همكاري خليج فارس» را تهيه كردند تا بلكه بتوانند ساختار كلي رژيم يمن را حفظ نمايند. طرح مذكور شامل انتقال قدرت به معاون ديكتاتور يمن و برگزاري انتخابات با شركت احزاب يمني مي‌باشد.

هر چند علي عبدالله صالح تمايلي به پذيرش اين طرح و تحويل قدرت نداشت ولي با فشار عربستان و آمريكا سرانجام آنرا در رياض، در حضور سران عربستان امضا كرد.

ميزباني آل سعود براي امضاي اين طرح نيز تلاش آشكاري بود كه شاه عربستان با هدف حفظ ساختار قدرت در صنعا و در امان نگهداشتن خود از عوارض انقلاب يمن بعمل آورد.

با خروج ديكتاتور يمن از اين كشور و فرار وي به آمريكا، در واقع مرحله نخست اين طرح به اجرا درآمده است و قرار است اواخر همين ماه انتخابات رياست جمهوري نيز برگزار شود.

با اينحال آنچه موجب ادامه نگراني‌هاي آمريكا و عربستان است، اين است كه اعتراضات باهمان شدت و شور همچنان ادامه دارد.

مشكل اين است كه اگرچه طراحان طرح شوراي همكاري خليج فارس توانستند سران گروههاي سياسي مخالف را در پذيرش طرح مذكور كسب كنند ولي نبض اصلي انقلاب يمن دردست مردم عادي و به ويژه جواناني است كه هيچگونه وابستگي به احزاب سياسي ندارند و همچنان بر خواسته‌هاي گذشته خود كه تغيير بنيادين رژيم و محاكمه سران جنايتكار يمن مي‌باشد اصرار دارند.

اين گروه هاي مردمي آنچنان قدرت دارند كه به راحتي مي‌توانند ميليون‌ها نفر از مردم يمن را به خيابان بكشانند و اين همان چيزي است كه تمامي معادلات و محاسبات آمريكا و عربستان را به خطر انداخته است.

مردم يمن با ادامه حضور در صحنه اين پيام را به ديكتاتور يمن و حاميان آن مي‌رسانند كه فريب نقشه‌ها و طرح‌هاي ضد مردمي بيگانگان را نمي‌خوردند و تا تحقق كامل اهداف انقلاب در صحنه خواهند ماند. مردم يمن، ادامه وضع موجود را تداوم رژيم گذشته و ايجاد زمينه براي باز گرداندن شرايط به نفع رژيم علي عبدالله صالح مي‌دانند.

ترديدي نيست كه موج دموكراسي خواهي و عدالت طلبي مبتني بر مذهب كه در منطقه به راه افتاده است، توقف‌ناپذير است و تا بر كندن پايه كاخ‌هاي ديكتاتورهاي منطقه به راه خود ادامه خواهد داد و در اين مسير نه تنها بقاياي رژيم ديكتاتوري علي عبدالله صالح محكوم به فروپاشي است بلكه رژيم آل سعود نيز در معرض اين موج قرار دارد و به زودي به پايان راه خواهد رسيد.

خسران بزرگ‌تر نصيب آمريكا خواهد شد كه طي يكسال اخير، مهره‌هاي خود را يكي پس از ديگري از دست داده و رؤياي شيرين خاورميانه بزرگ سران كاخ سفيد به كابوس تبديل شده است.

رسالت: «سامانه ادبيات رقابت»

«سامانه ادبيات رقابت» عنوان سرمقاله امروز روزنامه رسالت به قلم محمد كاظم انبارلويي است كه در آن مي خوانيد:

33 سال از انقلاب اسلامي مي‌گذرد. 33 سال پيش يك نظام سلطنتي با ريشه تاريخي عميق در ايران سرنگون شد.

ملت ايران رژيم سلطنتي را خلع و نظام جمهوري اسلامي را بر پا كرد. جمهوريت نظام يك ركن اساسي در قانون اساسي است. مفهوم آن اين است كه تمام تصميم‌سازي‌ها و تصميم‌گيري‌هاي نظام بايد مستند به راي مردم باشد.

وقتي سخن از آراي مردم و انتخابات مي‌شود سخن از رقابت است. مفهوم رقابت آن است كه ما متفاوت فكر مي‌كنيم و اين تفاوت بايد در كوره عقلانيت معطوف به راي مردم به طور هدفمند ساماندهي شود. هدفمند از اين باب كه ناظر بر مصالح ملي و امنيت ملي باشد.

يكي از پيش‌فرض‌هاي يك نظام مردم‌سالار آن است كه قاعده اكثريت را براي تصميم‌گيري‌ها و تصميم‌سازي‌ها بپذيريم. وقتي مي‌خواهيم رييس‌جمهور تعيين كنيم تا مجري قوانين باشد و وقتي مي‌خواهيم نماينده مجلس تعيين كنيم كه قانون براي ايجاد نظم و نسق سياسي و اجتماعي و فرهنگي تصويب كند، همه بايد مستند به راي مردم بر مبناي قاعده اكثريت باشد.

ضمن آنكه بايد بپذيريم فرد منتخب بر اساس سوگندي كه مي‌خورد رئيس‌جمهور و يا نماينده ملت آن افرادي هم هست كه به او راي نداده‌اند.

اين شيوه حكومت داراي تجربه بشري است و در گذشته در فرهنگ ديني ما در قالب نظام بيعت به آن عمل مي‌شد.

گفتيم چون متفاوت هستيم بايد ادب و آداب رقابت را بپذيريم. طبيعي است،‌بايد براساس اصل تفاوت به آراء و عقايد يكديگر احترام بگذاريم و هنر خود را در اجماع‌سازي به كار بريم و نه روند كاهنده ايستادن هر كس روي مواضع خود! و از همه مهمتر در موقع تضارب آراء وقتي به آراي مردم رجوع مي‌كنيم حريم و حرمت راي مردم را به عنوان عقل جمعي پاس بداريم.

ملت ما در آستانه تشكيل يك مجلس قوي، نيرومند، سالم و صالح است. نخبگان جامعه نبايد فريب دشمنان را بخورند و وقايع تلخ سال 88 را تكرار كنند.

يكي از شگردهاي دشمنان اسلام در هرم جمهوريت نظام اين است كه «تفاوت» را به «تضاد» و تضاد را به تخاصم در رقابت‌هاي سياسي تبديل كنند و ريشه‌هاي وحدت ملي و انسجام اسلامي را بخشكانند.

جنگ نرم دشمن عليه ملت ايران از رهگذر همين فرمول مي‌گذرد. مفهوم سياست ورزي تنها مبارزه با مخالف نيست. وجه ديگري از سياست‌ورزي كار با مخالف است. اگر اين را تمرين نكنيم، سرمايه‌هاي سياسي و اجتماعي را مدام در معرض فرو كاهش قرار مي‌دهيم.

دشمن با بزرگ كردن مسائل كوچك و كوچك كردن مسائل بزرگ و نيز سوزنباني درتوزيع اطلاعات نادرست و تحليل وارونه وقايع روز در ميان نخبگان سياسي، امنيت و وحدت ملي را نشانه گرفته است.

اگر هوشياري و بصيرت نشان دهيم در معرض عمليات پيچيده و رواني دشمن قرار نمي‌گيريم و اسير القائات شيطاني آنان نمي‌شويم.

مداخله بيگانگان در رقابت‌هاي سياسي داخل سم مهلك براي جمهوريت نظام است و بايد از آن پرهيز كرد.

نگارنده در مقالات متعدد متواضعانه از رقباي سياسي در فاصله دوم خرداد 76 تا 22 خرداد 88 خواستم از اين رانت سياسي استفاده نكنند و از آن به عنوان راي حرام ياد كردم اما گوش نكردند و با دست خود يك جريان معقول و مشروع سياسي را كه مي‌توانست در فضاي رقابت‌هاي سياسي كشور نقش‌آفريني كند با داغ ننگ اجنبي پرستي، از دور رقابت‌ها به دور انداختند.

خوشبختانه برخي از آنها متوجه اين بيراهه شدند و از نيمه راه برگشتند و اكنون خوشبختانه در انتخابات آتي به عنوان يك ضلع مطرح نقش‌آفريني مي‌كنند.

مقام معظم رهبري در خطبه‌هاي نوراني جمعه گذشته خود به اين مهم اشاره فرمودند و تاكيد كردند: «شكست‌خوردگان انتخابات مراقب باشند كلاهي كه بر سر شكست‌خوردگان انتخابات 88 رفت بر سر آنان نرود». اين كلاه همان طمع كردن به حمايت‌هاي خارجي است.

به هر حال اميدواريم با يك رقابت جوانمردانه ، سالم و جدي در اين انتخابات روح تازه‌اي به كالبد انقلاب دميده شود و حضور گسترده مردم به عنوان اصلي‌ترين عامل بازدارنده توطئه‌هاي دشمن باشد.

بايد مفهومي از رقابت را در اين انتخابات ترجمه كنيم كه متضمن مصالح و امنيت ملي باشد:

- براي اثبات خود فقط شايستگي‌هاي خود را بگوييم نه اينكه در صدد نفي ديگران بويژه شايستگي ديگران باشيم.
- خصومت ‌ورزي و تهمت‌زني را كنار بگذاريم.
- وعده‌هاي خلاف قانون براي جلب آراي مردم ندهيم.
مي‌توان بر اين اساس پايه يك رقابت سالم را طراحي كرد كه در انتخابات بعدي به عنوان يك سنت حسنه و يك رويه سالم در همه انتخابات‌ها ساري و جاري باشد.

سياست روز:«تنها مي‌توان تاسف خورد!»

«تنها مي‌توان تاسف خورد!» سرمقاله روزنامه سياست روز به قلم محمد صفري است كه در آن مي خوانيد:
۳۳ سال از پيروزي شکوهمند انقلاب اسلامي مي‌گذرد، اما همچنان در مديريت برگزاري جشن‌هاي دهه فجر با فقر انديشه، ضعف در ايده، خلاقيت‌هاي ضرار و عمد ياسهو و بسياري موارد ديگر برخورد مي‌کنيم.

تقدس و احترام دو مقوله‌اي است که در جامعه اسلامي ايران جايگاهي براي خود دارد که بايد توان خود را براي حفظ آن دو موضوع به کار گيريم.

بسياري از مسائل و موضوعات از تقدسي در ميان مردم ما برخوردارند، جايگاه والا و مقدس حضرت رسول اکرم(ص) که مصادف است با روز ولادت مبارک ايشان، ائمه معصومين(ع) که اين عزيزان و بزرگواران هم در نزد مردم ايران اسلامي به صورت جاري در زندگي از تقدس و جايگاه رفيعي برخوردار هستند. از جمله با اهميت‌ترين آن‌هاست.

اما در اين ميان هستند افراد و شخصيت‌هايي که با تاسي و پيروي از راه و روش اين بزرگواران در ميان مردم ما و در دل آنها جاي گرفته‌اند و آنها هم از پايگاه و جايگاه ويژه‌اي برخوردارند و اکثريت مردم نسبت به آنها علاوه بر حساسيت‌هاي خاص خود اهميت و احترام ويژه‌اي در نزد افکار عمومي دارند.

تصور اين که در دهه فجر و در روزهايي که براي پاسداشت و يادآوري انقلاب اسلامي ايران و تاثير اين انقلاب بزرگ بر جهان که اکنون اين تاثير به بروز و ظهور رسيده است و مي‌توان آن را به خوبي در اقصي نقاط کشورهاي اسلامي و عربي ديد؛ انجام و برگزاري مراسم و برنامه‌اي در روز ورود تاريخي حضرت امام(ره) به ميهن اسلامي با آن شيوه و روش جاي بسي تاسف، تعجب و تاثر دارد.

شايد بسياري از مردم آن صحنه را که از تلويزيون جمهوري اسلامي ايران پخش شد، ديده باشند و با نگارنده هم عقيده و هم نظرند.

بسياري از هموطنان هم قطعا با ديدن آن صحنه‌ها از برگزاري چنين مراسمي متالم شده و با خود انديشيده‌اند که، چرا؟

چرا چنين صحنه‌اي با اين فرم و شکل بايد بازسازي شود؟

ـ لزوم چنين شکلي از برگزاري مراسم ورود حضرت امام (ره) از براي چيست؟

ـ هدف برگزار کنندگان آن چه مي‌تواند باشد؟

ـ با توجه به اين که تصاوير زيبا و گويايي از بازگشت تاريخي و سرنوشت ساز حضرت امام (ره) وجود دارد، چرا بايد آن گونه بازسازي شود و از تلويزيون هم پخش شود؟

آيا برپا کنندگان آن، عمدي داشتند، يا ندانسته دست به اين کار زده‌اند؟

ـ آيا آنها نسبت به بازتاب آن مراسم درافکار عمومي داخلي، خارجي و رسانه‌هاي معاند و معلوم‌الحالي که به دنبال چنين صحنه‌هايي هستند تا نظام جمهوري اسلامي ايران را به استهزا بگيرند، انديشه‌اي کرده بودند؟!

ـ در ذهن خود به عواقب آن فکر کرده بودند که چه سوء استفاده‌ها و چه تخريب‌هايي به رهبر کشوري که اکنون به عنوان حامي کشورهاي انقلابي منطقه مشهور و معروف است، خواهد شد؟

اگر عمدي در کار بوده است و هدفي، اين عمد و هدف غير از تخريب چهره حضرت امام(ره) در افکار و انظار عمومي چه چيز ديگري مي‌تواند باشد؟

و اگر هم عمدي در کار نبوده و نيت خير هم پشت آن وجود داشته است، آيا مسئولين ذيربط و برگزار کنندگان مراسم نبايد کمي تعقل و منطق را در اقدام خود بگنجانند که نتيجه آن کار، چنين فضاي استهزا و تمسخر نشود؟!

تنها جمله‌اي که مي‌توان گفت اين است که واقعا بايد به اينگونه اقدامات تاسف خورد. همين!

مردم سالاري: «دولت چه پاسخي دارد؟»

«دولت چه پاسخي دارد؟» سرمقاله امروز روزنامه مردم سالاري به قلم حميدرضا شکوهي است كه در آن مي خوانيد:
از دولتي که عادي ترين و بديهي ترين اصل قانون در مورد ضرورت تقديم لا يحه بودجه ساليانه کل کشور در موعد مقرر به مجلس شوراي اسلا مي را رعايت نمي کند نمي توان چندان انتظار داشت که به وعده هاي خود، که حکم و پشتوانه قانوني مدون هم ندارد، پايبند باشد.

نمونه هايش آنقدر هست که بتواند کل اين سطور را به خود اختصاص دهد. مثل وعده تورم تک رقمي و نرخ بيکاري تک رقمي و اعطاي ويلاي هزار متري و اعطاي يک ميليون تومان به حساب هر نوازد تازه متولد شده- که البته ابتدا به حسابها واريز شد و بعداز مدتي برداشته شد- و... تازه ترين نمونه تخطي دولت از وعده هايش هم موضوع پرداخت يارانه هاي نقدي به حساب مردم است.

سال گذشته که طرح هدفمندي يارانه ها اجرايي شد قرار بود در ابتداي هرماه مبلغ يارانه ها به حساب مردم واريز شود.

پس از چند ماه گفته شد به دليل ازدحام بانکها و دستگاه هاي خودپرداز در ابتداي ماه که در آن زمان همه در حال برداشت حقوق ماهيانه خود هستند، واريز يارانه هاي نقدي به هفته دوم ماه موکول مي شود تا ازدحام کمتر شود.

پس از مدت کوتاهي، هفته دوم که مي توانست از هفتم تا چهاردهم ماه باشد به پانزدهم تعبير شد.

هرچند همان زمان انتقاداتي مطرح شد که چرا دولت يارانه ها را بيش از زمان وعده داده شده ذخيره مي کند و دير به دست مردم مي رساند و تاخير 17 روزه دولت در پرداخت يارانه هاي نقدي، با توجه به اينکه طرح هدفمندي يارانه ها از 28 آذر شروع شده توجيه پذير نيست.

اما با اين حال، کم کم مردم به پرداخت يارانه هاي نقدي توسط دولت در پانزدهم ماه عادت مي کردند تا اينکه بهمن ماه امسال اعلا م شد که يارانه ها به جاي آنکه از پانزدهم بهمن قابل برداشت باشد، از 19 بهمن قابل برداشت است.

اين تاخير چهار روزه پس از آن تاخير 17 روزه قبلي، به معناي 21 روز تخطي دولت از وعده اش است که گويا هر ماه قرار است تکرار شود حتي اگر از اين موضوع بگذريم که برخي از اقشار جامعه به دليل مشکلات فراوان مالي و معيشتي، روي دريافت يارانه نقدي خود در موعد مقرر حساب باز کرده اند و عدم پرداخت آن در زمان مقرر مي تواند مشکلات فراواني برايشان ايجاد کند، نمي توانيم نگراني خود را از اين موضوع پنهان کنيم که اين تاخيرها افزايش يابد و سرانجام دو ماه يک بار شود يا هرگونه که دولت دوست داشت اين يارانه ها را به مردم پرداخت کند.

اگر اين يارانه ها حق مردم است- که حتما هست- چرا در اعطاي حق مردم به آنها اينگونه بسته عمل مي شود؟ اصلا  دليل تاخير در پرداخت يارانه هاي نقدي چيست؟ اگر عامل اين تاخير، عدم تامين منابع مالي يارانه هاست، پس چرا دولتمردان مدام از مشکل نبودن پرداخت يارانه ها سخن مي گويند و حتي آقاي احمدي نژاد از امکان دو برابر شدن يارانه هاي نقدي خبر داده است؟ اگر هم واقعا دليل عدم پرداخت يارانه نقدي در موعد مقرر، کمبود منابع مالي نيست، پس ناگزير اين تاخير را هم بايد به حساب ضعف مديريت پرداخت يارانه ها و بي برنامگي دولت گذاشت که امري مسبوق به سابقه است و در حوزه هاي مختلف طي بيش از شش سال گذشته، بارها نمايان شده است.

اگر هم هيچ يک از دو مشکل فوق وجود ندارد چرا دولتمردان در اين زمينه به طور شفاف و صريح،  توضيح نمي دهند تا مردم از دليل تاخير در پرداخت «حق» خود در قالب يارانه نقدي آگاه شوند؟ و سوال آخر اينکه مگر مردمي که مجبورند هزينه هاي بنزين و آب و برق و گاز و نان... را به طور نقدي پرداخت کنند، با تاخير 17 روزه و سپس چهار روزه در دريافت يارانه هاي خود، فرصتي اضافه پيدا مي کنند که هزينه هاي خود را ديرتر پرداخت کنندکه دولت هرگونه تمايل دارد و هر زمان که دوست دارد يارانه ها را پرداخت مي کند؟

تهران امروز: «از اميد تا فجر»

«از اميد تا فجر» يادداشت روز روزنامه تهران امروز به قلم مجيد رفيعي است كه در آن مي خوانيد:

پرواز ماهواره‌هاي «اميد»، «رصد» و «نويد» به فضا آشكارا نشانگر توان فن‌آوري پيچيده هوا ـ فضا و دستيابي به فراز جو با همت دانشمندان، تكنسين‌ها و سازمان‌هايي است كه طرح و برنامه ساخت و ارسال موشك‌هاي ياد شده را به فضا برعهده داشته‌اند.

اكنون در دهه مبارك فجر و در روز 22 بهمن قرار است ماهواره فجر در مداري بالاتر از مدار ماهواره‌هاي ياد شده قرار گيرد.

اين همان افتخار غرورانگيزي است كه توان خواستن ملت ايران را تفسير مي‌كند. بنا بر فرموده‌هاي مقام معظم رهبري، دستاوردهاي علمي و فن‌آوري ايران اسلامي بسيار غرورانگيز بوده است.

اگر استكبار غرب و به ويژه آمريكا، پروژه ايران هراسي را دنبال مي‌كنند و ملت ايران را در حصر و تحديد قرار مي‌دهند، علت جز آن نيست كه از رشد، پيشرفت و تعالي ملت و نظام اسلامي ايران مي‌هراسند.

اين پيشرفت‌ها براي ملت غرورانگيز است و به طريق اولي بايد براي فعالان سياسي و گروه‌ها و جريان‌هايي كه در عرصه سياست حضور دارند، نمونه‌اي باشد از وحدت و همدلي، كه اگر اين وحدت و همدلي نبود، «فجر» آماده پر گشودن به آسمان نمي‌شد.

ماهواره فجر ان شاءالله در 22 بهمن به آسمان فرستاده خواهد شد. انتخاب اين نام و 22 بهمن روز پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1357، گونه‌اي نامگذاري نمادين است كه گويا تازه با پرواز «فجر» پيروزي‌هاي بيشتر و افزون‌تري در انتظار خواهد بود.

فرزندان مجاهد و دانشمند ايران اسلامي، نشان دادند كه با اتكال به خداوند متعال، بر هر مشكلي هر چند سخت و دشوار، مي‌توان پيروز شد.

اينان بسيجيان ديروز در دفاع مقدس را به يادمان مي‌آورند كه هيچ خاكريز و دژي در برابرشان تاب مقاومت نداشت.

«من يتوكل علي الله، فهو حسبه»

ابتكار: «قيچي بر صفحه تاريخ کارساز نيست!»

«قيچي بر صفحه تاريخ کارساز نيست!» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم فضل الله ياري است كه در آن مي خوانيد:
آيا يک فرد، يک مؤسسه و يا يک دولت مي‌تواند در تاريخ دست ببرد؟ آيا طرفداران وجود هولوکاست در اردوگاه‌هاي آلمان نازي مي‌توانند از سر نفرت و خشم، هيتلر را از تاريخ جهان حذف کنند؟ آيا زخم‌خوردگان فلسطين، مي‌توانند نام"تئودورهرتزل" بنيان‌گذار اسرائيل را از صفحات تاريخ پاک کنند تا کمي از درد و رنج هفتاد ساله خود را التيام بخشند؟

آيا ايرانيان مي‌توانند از سر ميهن‌دوستي، نام و تبار مغولان را از کتاب تاريخ کشورشان حذف کنند تنها بدان دليل که از يادآوري حمله اين قوم خونخوار و وحشي‌گري آنها در حق نياکانشان، اندوهگين مي‌شوند؟ آيا شيعيان مي‌توانند تنها با اين توجيه که دو صحابي فريب‌خورده پيامبراسلام(ص) بر جانشينش علي(ع) شمشير کشيده‌اند، مباحث مربوط به جنگ‌هاي جمل و نبردهاي طلحه و زبير را از تاريخ اسلام حذف کنند؟ آيا اصلاً مي‌توان ابن‌ملجم را از تاريخ تشيع پاک کرد؟

از آن سو آيا بدخواهان چهره‌هاي خوش‌نام، توان آن را داشته‌اند که نام‌شان را از صفحه تاريخ بزدايند؟ آيا معاويه توانسته‌است نام علي‌بن‌ابي‌طالب(ع) را از صفحه جوانمردي و عدالت‌طلبي بردارد؟ اگر نلسون ماندلا امروز دشمني داشته باشد، آيا مي‌تواند نامش را از سرفصل مداراي تاريخ بزدايد؟

و اما غرض از اين سوالات که پاسخ آنها، حتي روشن‌تر از حضور خورشيد در وسط آسمان ظهر تابستان است، چيست؟ هدف، يادآوري ناکامي تلاش‌هاي ناشيانه‌اي است که اين روزها، برخي از افراد، گروه‌ها و سازمان‌ها در جهت تحريف تاريخ کشور انجام مي‌دهند.

در زمانه‌اي که هنوز بسياري از بازيگران عرصه سياسي قبل از انقلاب و بعد از آن، در قيد حيات هستند؛ برخي خوش‌خيالانه، روايت خود از وقايع را، به اسم «تاريخ» به خورد مردم مي‌دهند! به‌ويژه که بخش اعظمي از جمعيت کشور را جواناني تشکيل مي‌دهند که نه، آن حوادث را درک کرده‌اند و نه، اطلاعات بي‌طرفانه‌اي از آن تاريخ در اختيار دارند.

در اين ميان آنان مانده‌اند که روايت سيد حميد روحاني و روح‌الله حسينيان را از حوادث انقلاب و پس از آن باور کنند يا روايت مخالفان سياسي آنان را؟

چرا بايد ساخت يک مستند از حوادث انقلاب و پس از آن، با تکذيب بيت بنيانگذار نظام و برخي از شخصيت‌هاي دخيل در مبارزات آن زمان، روبرو شود؟ چرا بايد جواني که 30-20 پيش، تصاويري را از تلويزيون نظام جمهوري اسلامي مي‌ديد، امروز در سن 60 - 50 سالگي، همان تصاوير را از همان تلويزيون اما با تغييراتي عجيب وتفاسيري غريب مشاهده کند؟!

چرا اين همه بر کتاب‌هاي تاريخي دوران معاصر، تکذيبيه نوشته مي‌شود اما کتابي مانند تاريخ بيهقي پس از چندين قرن، بي هيچ مدعي به روايت خود براي نسل‌ها ي آينده ادامه مي‌دهد؟

اين همه سوال، نتيجه يک غفلت بزرگ است؛ غفلت از کارکرد پالايشي تاريخ. تاريخ، همه آن چيزي نيست که اسداله علم و حسين فردوست نوشتند؛ همه آن چيزي که هاشمي‌ رفسنجاني و مهدوي‌ کني و ناطق‌نوري درخاطرات خود آورده‌اند، هم نيست.

تاريخ يک قضاوت محکم ومتقن است که پس از سال‌ها جمع‌آوري اسناد و بررسي صحت و سقم آنها، انجام مي‌شود؛ آن هم، توسط هيات داوراني متشکل ازملت‌هاي جهان و در دوره‌هاي مختلف.

اگر چه گفته‌اند؛ تاريخ را فاتحان مي‌نويسند، اما آنچه که فاتحان نوشته و مي‌نويسند؛ مجموعه‌اي است از خودپسندي، غرور، تحقير مخالفان و شکست‌خوردگان و اقداماتي که هيچ بشري نمي‌تواند در نادرستي آنها ترديد کند.

در چنين مواردي، تاريخ خود دست به کار مي‌شود و دست به پالايش مي‌زند تا آنچه را که به حقيقت نزديک‌تر است، براي مخاطبان خود فراهم کند. نه دستوري مي‌پذيرد که چيزي را برخلاف واقع اضافه کند و نه قيچي بر صفحاتش کارگر مي‌افتد که چيزي از آن بريده شده و از منظر مخاطبانش پنهان بماند.

در بيان اين نکته، همين بس که آن‌همه مورخ که در دربار پادشاهان جيره و مواجب مي‌گرفتند، نتوانستند مخاطبان تاريخ را به تصويري که شاهان امر کرده بودند، رهنمون شوند. تاريخ، خودش نوشته مي‌شود!

حمايت: «رسوايي اتحاديه عرب»

«رسوايي اتحاديه عرب» عنوان بخش يادداشت روزنامه حمايت است كه در آن مي خوانيد:
همزمان با آغاز برخي ناآرامي‌ها در سوريه كه برگرفته از مطالبات مردمي بود، دولت بشار اسد براي اجراي خواسته اي مردمي گام برداشت كه به اذعان جهانيان بسياري از خواست هاي مردم را مرتفع ساخت.

به رغم آنكه مردم با برگزاري تجمعات گسترده از عملكردهاي دولت حمايت و خواستار ادامه حكومت اسد شدند، اما غرب با رد تمام اين حقايق، بر آتش افروزي در سوريه تاكيد و خواستار سرنگوني اسد گرديد.

در اين چارچوب غرب ابتدا تركيه و صهيونيست ها را به بازي گرفت تا در كنار شبه نظاميان مصلح داخلي سوريه، فضاي اجراي اين خواست را ايجاد نمايد.

به رغم تمام تحركات صورت گرفته اين اهداف اجرايي نشد سپس اتحاديه عرب كه با حذف ليبي و مصر و نيز عدم حضور سوريه آن را اتحاديه قطر و عربستان ناميد محور بازي امريكا قرار گرفت.

در بازي اتحاديه عرب تمام تلاش خود را براي تحقق خواستهاي غرب به كار گرفت كه اعزام هيات ناظران به سوريه و نيز كشاندن پرونده به شوراي امنيت از جمله اين تحركات بود.

هر چند كه آنها به دنبال خوش خدمتي و رسيدن به موقعيت منطقه‌اي بوده‌اند اما اين پرونده‌ها رسوايي‌هاي بسياري براي اتحاديه عرب به بار آورد چرا كه اولا اتحاديه عرب در حالي پرونده را به شوراي امنيت كشاند كه هيات ناظران و عرب با رد ادعاهاي اتحاديه عربي مبني بر ناآرامي سوريه در گزارش خود اذعان كرده كه فضاي سوريه فضايي طبيعي است و ريشه ناآرامي‌ها نه دولت بلكه شبه نظاميان مي‌باشند كه ارتش با آنها در حال جنگ است.

آنها بر محبوبيت اسد و حقيقي بودن تجمعات مردمي در حمايت از وي تاكيد و خواستار مقابله با شبه نظاميان و گفتگوي طرفهاي سياسي با دولت شدند.

عدم توجه اتحاديه عرب به اين گزارش نشان داد كه كشورهايي مانند قطر و عربستان حتي حاضر به پذيرش نظر ساير اعضاء نبوده و صرفا قصد خدمت گذاري به امريكا را دارند.

اين امر به رسوايي بزرگ براي آنها در ميان ساير اعضاء و افكار عمومي مبدل شد. ثانيا : وتوي قطعنامه پيشنهادي عربي به غربي در شوراي امنيت از سوي روسيه و چين رسوايي ديگري براي اتحاديه عرب به بار آورد چرا كه چين و روسيه تاكيد داشتند كه اين قطعنامه نه براي حل مسئله سوريه بلكه براي بحران سازي در آن است.

ناتواني در كسب نظر جهاني و نيز بر ملا شدن ماهيت واقعي خواست اعراب از اين قطعنامه ماهيت واقعي اتحاديه عرب را بيشتر براي جهانيان آشكار كرد در حالي كه وتوي قطعنامه حقارتي سنگين براي اعراب به همراه داشت.

به هر تقدير مي‌توان گفت كه اتحاديه عرب با پرونده سوريه نه تنها نتوانسته به اجراي خواست هاي آمريكا و نيز رسيدن به نقش منطقه‌اي دست يابد بلكه بار ديگر خود و غرب را در پيش جهانيان رسوا كرده كه مسلما پيامدهاي سنگيني براي اين اتحاديه از درون فرو پاشيده به همراه خواهد داشت بويژه اينكه ديگر جهان پذيرنده آمريكا و سياست هاي آن نبوده و كشورهاي همسو با آن نيز همچون آمريكا محكوم به انزواي جهاني هستند.

آفرينش: «نگاهي به سياست نفتي هند در قبال ايران»

«نگاهي به سياست نفتي هند در قبال ايران» عنوان سرمقاله امروز روزنامه آفرينش به قلم علي رمضاني است كه در آن مي خوانيد:

دو كشور بزرگ ايران و هند از سده هاي گذشته داراي روابط تاريخي؛ فرهنگي؛ سياسي و اقتصادي بوده اند. روابطي كه با توجه به برخي پيوندهاي نژادي ،زباني تاريخي و... همواره استوار بوده است.

در اين بين در دهه هاي اخير نيز دو كشور روابط متناسب و رو به رشدي را داشته اند.

در اين حال اگر نگاهي به هند به عنوان يك بازيگر بزرگ در آسيا و يك قدرت نوظهور جهاني داشته باشيم بايد گفت كه اين كشور به شيوه اي هوشمندانه و با بهره گيري از زبان ديپلماتيك و در چارچوب قوانين بين المللي منافع ملي خود را در رابطه با كشورهاي ديگر از جمله ايران پيگيري مي كند.

در اين راستا بايد گفت كه هر چند در يک ماه اخير، آمريکا و اتحاديه اروپا دور جديدي از تشديد فشار بر ايران و تحريم نفت ايران را آغاز کرده اند و در تلاش هستند که ديگر خريداران نفت را قانع کنند که از خريد نفت ايران دست بکشند، اما به نظر ميرسد كه دهلي نوتاكنون سياست مستقلانه تري را در اين زمينه از خود نشان داده است.

در اين بين اگر به علل اين نوع از نگاه هند توجه داشته باشيم بايد گفت كه نخست هند با خريد روزانه چهارصد هزار بشکه از نفت ايران،‌ يکي از خريداران مهم نفت ايران محسوب مي شود و بخشي از پالايشگاه هاي هند از چند دهه پيش براي استفاده از نفت وارده از ايران تنظيم شده اند و تغيير آنها به هزينه و زمان نياز دارد لذا هندي ها حاضر به صرف هزينه اي اضافه در اين زمينه نيستند بنابراين هندها اخيرا اعلام کرده اند كه آمادگي ندارند که خريد نفت ايران را به طور چشمگير و شديد کاهش دهند.

دوم اينكه با توجه به توسعه اقتصادي و برنامه هاي ملي اقتصادي هند دهلي نو به شدت وابسته به انرژي است (هند چهارمين مصرف کننده نفت در دنيا است و سالانه 110 ميليون تن نفت وارد مي کند) لذا تحريم نفت ايران توسط اروپا، قيمت هاي بين المللي را تا حدودي بالا مي برد كه بر هند تاثير منفي دارد.

يعني اگرهند از ايران نفت خريداري نکند و به مشتريان ديگر رجوع كند، بايد هزينه‌ي بيشتري را صرف كند در حالي كه مي توانند نفت را با قيميت پايين تري از ايران دريافت كند بنابراين درك اينكه مقامات هندي در موضع گيري هاي مختلف و مشابه به صراحت با تحريم هاي اروپا و آمريكا مخالفت كرده و مطابق با منافع ملي و اقتصادي خود تصميم گيري مي كند قابل درك تر به نظر مي رسد.

سوم اينكه نگاه مستقلانه تر هند در سياست خارجي خود با ايران باعث شده است تا اين كشور تا حدودي خود را از تنش بين ايران و غرب دور نگه دارد و به دنبال منافع ملي خود در اين راستا بپردازد.

در اين بين از نگاه هند مسائل بين غرب و ايران، تأثيري بر مناسبات دهلي نو با تهران ندارد و دهلي نو تنها از تحريم هاي سازمان ملل پيروي مي كند و ملزم به اعمال محدوديت هاي كشورها يا گروه هاي منطقه اي خاص نيست.

آنچه مشخص است تاكنون هندي ها در ملاحظات سياست خارجي خود عدم همراهي با غرب را در تحريم نفت ايران برگزيده اند اما بايد گفت هميشه ممكن نيست دهلي نو همانند ساير بازيگران در راستاي اين گزينه ويژه حركت كند لذا ممكن است ميزان واردات نفت 400 هزار بشکه هند از ايران تغيير كند.

چرا كه در واقع در جهان امروز سياست و اقتصاد، تعامل موضوعي بسيار جدي و تعيين کننده است و هندي ها در هر گونه روابط خود با غرب و ايران به دنبال منافع خود هستند و امتيازات زيادي هم براي اين همراهي از هر دو سو درخواست خواهند کرد.

در اين راستا بايد گفت كه هر گونه کاهش يا قطع خريد نفت ايران از سوي هند، بستگي به اين دارد که غربي ها تا چه حدي امتيازات هنگفت مالي سياسي و اقتصادي ما به ازاي تحريم نفت ايران به هند پرداخت کنند امري كه تاكنون موفق به انجام ان نشده اند.

خراسان: «مسيري مناسب براي جذب نقدينگي سرگردان»

«مسيري منا

|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
موضوعات مرتبط: , , ,
تاریخ : دو شنبه 17 بهمن 1390
نویسنده : Oda Pardeks
به عمل كار برآيد، به سخنراني نيست
جام جم آنلاين: در تاريخ 16 آذر ماه سال جاري، استاندار تهران به تمامي سايت هاي دولتي 40 روز مهلت داد تا بروز رساني شده و در راستاي "دولت الكترونيك" قدمي مثبت بردارند. حال 20 روز از پايان اولتيماتوم استاندار گذشته است اما باز هم هيچ خبري از تغيير و تحول در سايت هاي دولتي مشاهده نمي شود.

البته مرتضي تمدن در اظهارات اخير خود به اين نكته نيز اشاره كرده بود كه در صورتي كه هر ارگان دولتي در انجام اين وظيفه خود اهمال كند، به رسانه ها معرفي خواهد شد.

جالب آن كه استاندار تهران، سال قبل نيز مشابه همين اولتيماتوم را به سازمان هاي زيرمجموعه استانداري صادر كرده بود اما در همان سال هم، خدمات سايت هاي دولتي در همين سطح نامطلوب فعلي باقي ماند.

«جام جم آنلاين» سوم دي ماه امسال، با تهيه گزارش ويژه اي در اين خصوص، پيش بيني كرده بود كه اين اولتيماتوم استاندار نيز دوباره با بي اعتنايي سازمان هاي دولتي مواجه خواهد شد.

حال،20 روز از پايان اولتيماتوم استاندار گذشته است اما باز هم هيچ خبري از تغيير و تحول در سايت هاي دولتي مشاهده نمي شود.

به طور مثال، همچنان در سايت شهرك هاي صنعتي ايران، ردپايي از "دولت الكترونيك" به چشم نمي خورد. سايت شهرك صنعتي اشتهارد، به عنوان بزرگترين شهرك صنعتي كشور، كماكان در ركود و كاهلي به سر مي برد و بيشتر از آن كه شبيه يك سايت خدمات رساني صنعتي باشد، به يك وبلاگ تبليغاتي شباهت دارد.

سايت شركت هاي مادر تخصصي هم كماكان در خواب زمستاني به سر مي برند و به طور نمونه، همچنان براي ثبت نام يك وام خرد در  شركت مادر تخصصي عمران و بهسازي شهري ايران، بايد شال و كلاه كرد و تا محل ساختمان اين شركت مراجعه نمود.

در سايت هاي دولتي هم هيچ گونه تغيير مثبتي در راستاي ارائه خدمت الكترونيكي به مردم مشاهده نمي شود و اهم مطالب اكثر اين سايت ها، اخبار و مصاحبه هاي مديران دولتي است.

سوال اين جاست كه وقتي استاندار محترم مطلع هستند كه افراد تحت مديريت وي، براي دستورات ايشان ارزش و اهميتي قائل نيستند، چرا از اعتبار خود و البته از اعتبار جايگاهي همچون استانداري پايتخت، هزينه مي كند؟

 در شرايطي كه سازمان هاي دولتي به فعاليت هاي سنتي عادت كرده اند و نمي توانند در يك بازه 40 روزه، سايت هاي خود را اندكي به استانداردهاي روز نزديك كنند، مشهود است كه دادن اين اولتيماتوم هاي متعدد، در نهايت ثمري براي مردم و منافع آنان نخواهد داشت.

آقاي استاندار بايد از تجربه تلخ دستور سال قبل خود درمي يافت كه مانور دادن و ايراد سخنان شعار گونه، آن هم در حالي كه فعلا هيچ پشتوانه علمي و عملي براي تحقق وعده هاي دولت الكترونيك در ايران وجود ندارد، عملي ضد مديريتي است.

در هر حال، كلاف سردرگم فقر مديريتي در حوزه دولت الكترونيك ايران، روز به روز  پرتناقض تر مي شود. در حالي دولت دهم، مردم را به انجام خدمات الكترونيكي دعوت مي كند كه هنوز دولتي ها از ارائه اينترنت پرسرعت به شهروندان ابا دارند.

متاسفانه دولت الكترونيك در ايران، رفته رفته به يك مفهوم شيك و البته غير قابل استفاده مبدل مي شود كه مردم به جاي آن كه از نعمات آن برخوردار شوند، بيشتر عنوان پرطمطراق آن را مي شنوند.

بي گمان، اين حق طبيعي مردم است كه از خدمات الكترونيكي جهت پيشبرد فعاليت هاي روزانه خود بهره ببرند؛ تا مجبور نباشند جهت امضا كردن يك نامه اداري، كيلومترها راه طي كنند.

"جام جم آنلاين" ضمن يادآوري اولتيماتوم 40 روزه به شخص استاندار تهران و مجموعه استانداري پايتخت، با دو تن از كارشناسان اين حوزه هم گفت و گويي صورت داده و در ضمن آن نيز، به واكاوي موانع و چالش هاي پيش روي دولت الكترونيك در ايران پرداخته است.


هيچ نقشه راهي براي دولت الكترونيك نداريم

علي اكبر جلالي، فوق دكتراي برق و متخصص فناوري اطلاعات و ارتباطات در گفت و گو با خبرنگار «جام جم آنلاين» با اشاره به اين كه بحث دولت الكترونيك در ايران از سال 1380 آغاز شده است، اضافه كرد: در برنامه اول و دوم توسعه كشور، نامي از فناوري اطلاعات و دولت الكترونيك، عنوان نشد و تنها در برنامه سوم توسعه بود كه مبالغ و برنامه هاي بسيار محدودي در اين زمينه در نظر گرفته شد.

"در برنامه چهارم توسعه نيز ، موضوع دولت الكترونيك، مطرح و مبالغ محدودي نيز براي بعضي پروژه ها مثل توسعه شبكه زير ساخت و تلفن همراه در نظر گرفتند اما به طور كلي، در طول اين زمان ها همواره به صورت پراكنده، دستورات و بخشنامه هايي از طرف دولت ها صادر شده است كه تاكنون هيچ كدام از اين دستورات دولتي نيز نتوانسته اند اثر گذار باشند."

اين عضو هيئت علمي دانشگاه علم و صنعت افزود: به علت نبود يك نقشه راه و قرار نداشتن اين موضوع در محوريت توسعه اقتصادي و اجتماعي كشور، تاكنون نتوانسته ايم به موفقيت هاي چنداني در حوزه دولت الكترونيك نايل شويم.

رئيس كميته دولت الكترونيك در تحول نظام اداري كشور، در ادامه به ذكر چالش ها و موانع دولت الكترونيك در ايران پرداخت و گفت: در سطح مديريت ارشد، همچنان عزم و اراده لازم براي استفاده از ظرفيت هاي قانوني دولت الكترونيك به وحود نيامده و نبود بودجه و نيروهاي متخصص دولتي نيز موجب به تاخير افتادن اهداف دولت الكترونيك شده است.

"متاسفانه سرعت پهناي باند اينترنت در ايران پايين است و البته گاه اين موضوع به دلايل موارد امنيتي رخ مي دهد؛ در حالي كه ما اگر مي خواهيم به مقاصد دولت الكترونيك در ايران برسيم، نبايد با نوع نگاه امنيتي و توام با ترس، به حوزه دولت الكترونيك وارد شويم."

وي با بيان اين كه عدم فرهنگ سازي مناسب در جامعه نيز يكي ديگر از موانع تحقق دولت الكترونيك است، اظهار داشت: هنوز جايگاه توسعه اين پديده در حوزه كسب و كار مشخص نيست. از سوي ديگر، برخي از مديران ما هم به بهانه نبود زير ساخت هاي مناسب، اصلا تمايل ندارند كه در مسير دولت الكترونيك حركت كنند.


هرجا دولت ذينفع اصلي باشد ، دولت الكترونيك تبليغ مي شود

حسين افخمي، كارشناس ارتباطات اجتماعي و عضو هيئت علمي دانشگاه علامه طباطبايي نيز در گفت و گو با خبرنگار «جام جم آنلاين» بر اين باور است كه مبحث دولت الكترونيك در ايران در حال طي كردن "مرحله گذار" است.

"نبايد سايت هاي سازمان هاي دولتي، محلي براي تبليغ مديران باشد؛ بلكه بايد در نظر داشته باشيم كه خدمت رساني و آگاهي رساني، عمده ترين وظيفه اين گونه سايت هاي اينترنتي است."

افخمي با بيان اين كه سايت هاي دولتي بايد بيشتر از آن كه سخنان مديران خود را بازتاب دهند، مي بايست نمايانگر انگاره هاي سازمان خود باشند، اضافه كرد: زماني دولت الكترونيك در ايران موفق مي شود كه دو عامل مهم و ريشه اي در كنار يكديگر جمع شوند. يعني علاوه بر اين كه دولت به مردم كاملا پاسخگو باشد، رسانه ها نيز كاملا ناظر و ديده بان حقوق و منافع مردم باشند.

"متاسفانه دولت تنها در مواردي كه به نفعش باشد از خدمات الكترونيكي استفاده مي كند اما اگر ببيند كه در مسير دولت الكترونيك، چيزي عايدش نمي شود، در آن حيطه ها تعلل مي كند. مثلا در موضوع بانك ها و تبليغات گسترده براي الكترونيكي كردن خدمات بانكي، شاهد هستيم كه در اين مسير، سود اصلي را دولت مي برد كه مي تواند انتفاع مالي زيادي از الكترونيكي شدن خدمات بانكي حاصل كند."

وي تصريح كرد: در قضيه الكترونيكي شدن ثبت نام هاي كنكور نيز باز هم نفع دولت وسط است. يعني جالب است هرجا دولت، ذينفع اصلي باشد، دولت الكترونيك هم تبليغ مي شود اما اگر در مسير الكترونيكي شدن امور اجرايي كشور، مردم ذينفع اصلي باشند، قضيه برعكس مي شود.

"اگر توجه كرده باشيد، در حال حاضر، عمده رابطه دولت با مردم، يك نوع رابطه تجاري است. مثلا 85 درصد دانشجويان ما شهريه تحصيلي مي پردازند، در بيمارستان ها، فضاهاي شهري و به طور كلي براي ارائه خدمات عمومي، حجم رابطه تجاري دولت با مردم بسيار زياد است."

"معتقدم اگر فلسفه دولت به سمت و سوي خدمت بيشتر به عموم باشد، دولت الكترونيك در ايران نيز به اهداف عالي خود مي رسد."


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
موضوعات مرتبط: , , ,
تاریخ : جمعه 1 دی 1390
نویسنده : Oda Pardeks

رهبرانقلاب در منزل شهيدان احمدي‌روشن و رضايي‌نژاد :
شهداي نخبه مايه افتخار کشور هستند
جام جم آنلاين: حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی شب گذشته با حضور در منزل شهیدان مصطفی احمدی روشن و داریوش رضایی نژاد، دو تن از شهدای نخبه کشور، در فضایی معنوی با خانواده‌های آنان دیدار و گفت‌وگو کردند.

به گزارش جام جم آنلاين به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در جمع خانواده شهید احمدی روشن با اشاره به اینکه این شهدای نخبه جوان مایه افتخار کشور هستند، خاطر نشان کردند: ارزش وجودی این شهدا از دو بعد قابل توجه است، جنبه اول؛ فعالیتهای علمی و تحقیقی و تسلط آنان به کارهای مهم و حساس است که نشان از استعداد برتر و نخبگی آنان دارد و جنبه دوم؛ ابعاد الهی و معنوی این جوانان است که همین عامل زمینه را برای شهادت آنان آماده می کند.

حضرت آیت الله خامنه ای شهادت این جوانان را، در راه خدا و زمینه ساز پیشرفت اسلام دانستند و تأکید کردند: با پیروزی انقلاب اسلامی از تهمت های بزرگی که دشمنان علیه این انقلاب مطرح می کردند این بود که، راه علم در این کشور بسته شد، اما جوانان کشور با مجاهدت و تصرف عرصه های علمی و به میدان آوردن حرف نو و ظرفیت های بالای خود، این تهمت دشمن را باطل کردند.

رهبر معظم انقلاب همچنین با حضور در منزل شهید داریوش رضایی‌نژاد با تأکید بر اینکه تلاش دشمنان برای ترور جوانان نخبه کشور، نشان دهنده عظمتِ کاری است که این جوانان انجام می دهند، خاطر نشان کردند: امروز پیشرفت جمهوری اسلامی مایه دلگرمی ملتهای مسلمان و جوانان کشورهای اسلامی است.

شهید مصطفی احمدی روشن از دانشمندان و نخبگان برجسته کشور هفته گذشته در اقدام تروریستی عناصر وابسته به استکبار به فیض شهادت نائل شد، شهید داریوش رضایی نژاد نیز مرداد ماه امسال (1390) در اقدام تروریستی دیگر به شهادت رسیده بود.


|
امتیاز مطلب : 12
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
موضوعات مرتبط: , , ,
تاریخ : جمعه 1 دی 1390
نویسنده : Oda Pardeks

در دو حادثه جداگانه رخ داد
كشته شدن10سرباز ناتو در افغانستان
جام جم آنلاين: در جريان دو حادثه جداگانه در جنوب و شرق آفغانستان در روز جمعه شش سرباز آمريكايي و چهار سرباز فرانسوي عضو نيروهاي ناتو كشته شدند.

در جریان سقوط یک هلی‌کوپتر نظامی ناتو در جنوب افغانستان شش سرباز ایالات متحده آمریکا جان خود را از دست دادند.

به گزارش شبکه تلویزیونی سی ان ان، این سانحه به وقت محلی بامداد جمعه 20 ژانويه و در ولایت هلمند رخ داده است.

مقام‌های آمریکایی می‌گویند هنوز علت سقوط این هلی‌کوپتر روشن نشده اما در بررسی‌های اولیه نشانه‌ای از هدف قرار گرفتن آن به دست نیامده است.

یکی از فرماندهان نیروهای ناتو در افغانستان نیز تاکید کرده که هنگام وقوع این حادثه «دشمن فعالیتی در منطقه نداشته است».

ولایت هلمند در جنوب افغانستان واقع شده و یکی از مراکز مهم فعالیت شورشیان افراطگرای طالبان محسوب می‌شود.

روز دوشنبه نیز یک هلی‌کوپتر غیرنظامی در این منطقه سقوط کرد و سه سرنشین آن کشته شدند. طالبان مسئولیت این حادثه را بر عهده گرفته است.

همچنین روز چهارشنبه، 18 ژانويه در جریان دو عملیات تروریستی در هلمند دست‌کم ۱۶ نفر جان خود را از دست دادند و ۲۳ نفر مجروح شدند. یک مقام امنیتی افغان و دو محافظ او در میان قربانیان بوده‌اند.

مأموریت فرانسه در افغانستان متوقف شد

همچنين به گزارش خبرگزاري فرانسه، در ‌پی کشته شدن چهار سرباز فرانسوی در افغانستان، فرانسه مأموریت خود در این کشور را به حال تعلیق در آورد.

ريیس جمهور فرانسه در این باره گفت: «ارتش فرانسه همراه با متحدانش است، اما ما نمی‌توانیم تحمل کنیم که حتی یکی از سربازان ما توسط متحدانمان مجروح یا کشته شود.»

نیکلا سارکوزی گفته است که خروج زودرس نیروهای فرانسه از افغانستان را بررسی خواهد کرد. وی وزیر دفاع کشور را راهی افغانستان کرده است.

چهار سرباز فرانسوی روز جمعه ۲۰ ژانویه بر اثر تیراندازی یک عضو ارتش افغانستان در شرق این کشور کشته شدند. ۱۶ تن نیز مجروح گشته‌اند.

سخنگوی ناتو این خبر را تأیید کرده و به خبرگزاری فرانسه گفته که فرد مهاجم «یونیفورم نظامی ارتش افغانستان را به تن داشته است».


|
امتیاز مطلب : 8
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
موضوعات مرتبط: , , ,
تاریخ : جمعه 1 دی 1390
نویسنده : Oda Pardeks

كشف يك‌ونيم تن موادمخدر در فارس
جام جم آنلاين: فرمانده انتظامي استان فارس از انهدام چهار باند قاچاق موادمخدر و كشف يك و نيم تن انواع موادمخدر طي شش روز گذشته در اين استان خبر داد.

به گزارش پايگاه خبري پليس سردار سيروس سجاديان در تشريح اين خبر گفت: در راستاي مبارزه با قاچاقچيان عمده مواد مخدرو سوداگران مرگ و جلوگيري از ورود و توزيع محموله‌هاي مواد مخدر در سطح استان فارس ماموران انتظامي اين استان با انجام اقدامات اطلاعاتي و بكارگيري تيم‌هاي عملياتي سيار به شهرستانهاي تابعه و بهره گيري از روش‌هاي نوين كشف جرم در شش روز گذشته موفق شدند 4 باند تهيه و توزيع موادمخدر را شناسايي و متلاشي كنند.

وي ادامه داد: با انهدام اين باندها يك تن و 500 كيلوگرم موادمخدر شامل يك تن و 300 كيلوگرم ترياك و 200 كيلوگرم حشيش كشف شد.

فرمانده انتظامي فارس گفت: در اين رابطه تعداد 31 نفر از قاچاقچيان، حاملان و توزيع كنندگان حرفه‌اي موادمخدر دستگير شدند و 16 دستگاه خودرو متعلق به آنان توقيف شد.

سردار سجاديان افزود: اين مواد توسط ماموران پليس مبارزه با موادمخدر استان و شهرستان‌هاي ني ريز، داراب، زرين دشت، استهبان، لارستان، خرم بيد، فيروزآباد كشف شده است.

وي در خاتمه تاكيد كرد: ماموران انتظامي فارس در راستاي مبارزه با سوداگران مرگ و جلوگيري از ورود، توزيع موادمخدر از هيچ كوششي دريغ نخواهند كرد و با عزمي راسخ با كساني كه بخواهند موجبات ناامني را براي شهروندان فراهم كنند قاطعانه برخورد خواهد كرد.


|
امتیاز مطلب : 12
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
موضوعات مرتبط: , , ,
تاریخ : جمعه 1 دی 1390
نویسنده : Oda Pardeks

يازده نكته كرش براي موفقيت تيم ملي
جام جم آنلاين: سرمربي تيم ملي فوتبال ايران گفت: فوتبال يك ورزش يازده نفره است و 11 نكته براي برتر شدن در اين رشته ورزشي پر طرفدار وجود دارد.

به گزارش جام‌جم آنلاين كارلوس كرش درخصوص وضعيت تيم ملي فوتبال ايران گفت‌وگويي مفصل با سايت رسمي فدراسيون فوتبال انجام داده كه حاوي نكات جالب توجه و مهمي است. متن اين گفت و گو به شرح زير است:

مشكل فوتبال ايران را در حال حاضر چه مي‌دانيد؟

اين‌كه خيلي‌ها معتقدند شايد فقط فوتبال ايران مشكل دارد، اشتباه است. مشكل، فوتبال ايران نيست بلكه هميشه در اين رشته مشكلات وجود داشته است و جزئي از ورزش است و در واقع مشكل از خود فوتبال است. نبايد هر روز انتظار برد داشته باشيم و نمي‌توان هميشه پيروز بود و اين جزئي از ماهيت فوتبال است. بازي برد و باخت دارد، اما همه هميشه به دنبال پيروزي هستند و مهم‌ترين مساله‌اي كه حائز اهميت است سير صعودي در روند تيم ملي است. بايد در اين بين تلاش بازيكنان در بالاترين حد خود باشد. بازيكنان بايد ظرفيت خود را بالا ببرند و به تعهدي كه داده اند پايبند باشند، تا پيروز بود.

سير صعودي و تكامل در فوتبال ايران در چه وضعيتي قرار دارد و چه نقشه راهي براي رسيدن به بهترين وضعيت داريد؟

مهم نيست كه در كجا و در كدام بازي، امتياز مي‌گيريم و پيروز مي‌شويم. مهم موفق بودن و فراهم شدن بستر براي رشد و موفقيت است. بايد پروسه‌اي براي قهرماني تيم مطرح كرد تا تيم يك باشگاه يا تيم ملي در بهترين شرايط قرار گيرد. به عنوان مثال تيم منچستر شرايط مناسبي نداشت اما اكنون به عنوان تيم اول در جدول حضور دارد. زماني كه به ايران آمدم اولين گام و هدفم براي رسيدن به موفقيت، دادن انگيزه به بازيكنان تيم ملي بود. هر روز صبح بازيكنان را با ذهنيت برد، آماده مي‌كردم تا تمرينات خود را آغاز كنند و فكر و انگيزه‌اي كه به ملي پوشان تلقين كردم باعث شد تا با تفكر پيروزي در مستطيل سبز حاضر شوند. پيغامي كه فوتبال براي هر بازيكن دارد، بيدار باش بودن آن بازيكن است. يك بازيكن بايد سخت كار كند تا به سطح حرفه‌اي برسد. ما با سطح حرفه‌اي فوتبال جهان فاصله داريم. ما نياز به اردو، كمپ و برنامه داريم تا موفق باشيم. اگر تلاشي نباشد، اردويي برگزار نشود و عرقي ريخته نشود نمي‌توان به هدف رسيد. اگر كسي معتقد است كه با برگزاري اردوهاي فراوان به جايي نمي‌رسد و فقط يك سري تمرينات مقدماتي كافي است، واقعيت را پنهان مي‌كند. اگر تيم ملي حرفه‌اي مي‌خواهيم، بايد سخت كار كنيم.

اما همه انتظار دارند كه تيم ايران بهترين تيم آسيا باشد...

من فكر نمي‌كنم كه فوتبال ما در آسيا بهترين باشد، ما هنوز از اين جايگاه فاصله داريم. به ژاپن نگاه كنيد، من هميشه برنامه توسعه فوتبال ژاپن را پيگيري كرده ام و با هيچ جاي ديگر قابل مقايسه نيست. مردم و افكار عمومي بيشتر به دنبال راه حل‌هاي غيرواقعي هستند تا كار كردن. چرا كه كار كردن زياد و پشتكار داشتن سخت است. اين‌كه روي كاناپه بنشينيد و آرزو كنيد تا تيم ملي بدون تلاش به جام جهاني برود كار ساده‌اي است و البته طرفداران زيادي هم دارد. اما حقيقت اين است كه تلاشگران موفق مي‌شوند و راحت طلبان به جايي نمي‌رسند. من تجربه فعاليت در بسياري از نقاط دنيا را دارم و با اين تجربه به شما مي‌گويم كه مهم ترين چيزي كه در فوتبال ايران وجود دارد علاقه وافر به فوتبال است كه هيچ جاي ديگر پيدا نمي‌شود. فوتبال يك ورزش يازده نفره است و 11 نكته براي برتر شدن در اين رشته ورزشي پر طرفدار وجود دارد.

نكته اول اين است كه بايد براي تيم‌هاي ملي برنامه توسعه‌اي داشته باشيم.

نكته دوم، براي رشد بازيكنان در رده‌هاي سني پايه نياز به يك برنامه توسعه‌اي مدون هستيم.

سوم، يك برنامه آموزشي كارآمد و موثر براي مربيان است.

چهارم، داشتن زمين‌هاي فوتبال با كيفيت است، چرا كه با داشتن اين زمين‌ها چه در رده ملي و چه در رده باشگاهي به جايي نمي‌رسيم.

مطلب پنجم، ايجاد تجهيزات ورزشي حرفه‌اي براي تيم‌هاي ملي و باشگاه‌هاست.

ششم، سيستم برگزاري مسابقات است كه بايد بهتر شود. به نظر من 18 تيم براي ليگ برتر ايران زياد است و حضور 16 تيم كفايت مي‌كند.

هفتم، سيستم برگزاري رقابتها بايد بين‌المللي باشد.

هشتم، بهبود كيفيت و توجه ويژه به رقابتهاي ليگ‌هاي پايه است

نكته نهم اين است كه بايد براي توسعه داوري برنامه داشته باشيم و از تجربه داوران بين‌المللي استفاده كنيم.

نكته دهم هم درباره مسوولان و مديران فوتبال ايران است كه بايد خيلي بيشتر در كلاس‌هاي مديريتي كه در سطح دنيا برگزار مي‌شود شركت كنند.

نكته يازدهم و در واقع مهم‌ترين نكته مساله بودجه است كه دادن آن بايد از قالب وعده دادن در بيايد و به عمل برسد. من عقيده دارم زماني كه براي عده‌اي سفت و سخت در حال كار و تلاش هستم و مي‌خواهم به آنها كمك كنم تا وضعشان بهبود پيدا كند، نمي‌توانم به آنها دروغ بگويم. باور كنيد بايد بودجه كافي تخصيص داد تا مشكلات فوتبال ايران حل شود.

نظر شما درباره اعتراض مربيان به داوران چيست؟

هميشه و در هر مكاني كه مسابقات فوتبال برگزار مي‌شود، اعتراض به داوري يا شرايط حاكم بر جو بازي موجود است. من هم يك مربي بودم و هميشه به تصميمات داوري اعتراض مي‌كردم. اما بعد از مدتي متوجه شدم كه اعتراض فايده‌اي ندارد چرا كه هيچ داوري تاكنون از تصميم خود بر نگشته و نخواهد گشت و با اعتراض‌هاي بي مورد تنها تمركز مربي و بازيكن از بين مي‌رود. در واقع اين اعتراضات يك نوع وقت تلف كردن و به نوعي كمك به حاشيه سازي در فوتبال است.

وضعيت ليگ ايران را چطور ارزيابي مي‌كنيد؟

زماني كه ليگ برتر ايران را در قالب ليگ‌هاي موجود در آسيا بررسي مي‌كنيم، پي مي‌بريم كه در سطح خوبي است اما اين بدين معني نيست كه اگر ليگ خوبي داريم پس سالهاي درازي را به استراحت بپردازيم. فوتبال، رو به جلو است و هر روز پيشرفت مي‌كند و اشكالات بايد بر طرف شود. مربيان ليگ نبايد راحت بنشينند و بايد با علم به روز، كاملا خود را تطبيق داده و شرايط تيم خود را مطلوب نگه دارند. زماني كه تيمي بازنده بازي است، مربي اش براي ديدار بعدي به فكر بردن خواهد بود. حال مربي هم وجود دارد كه فكر مي‌كند با پيروزي در بازي انجام شده، در آينده باز هم پيروز است!

اگر بخواهيد ليگ را با تيم ملي مقايسه كنيد به چه خروجي مي‌رسيد؟

زماني كه ليگ را با تيم ملي مقايسه كردم به اين نتيجه رسيدم كه بايد كارهاي اصولي و پايه‌اي صورت بگيرد. بايد يك برنامه دقيق و منظم براي سير تكاملي و پيشرفت وجود داشته باشد. حوزه‌هايي است كه بايد بهبود پيدا كنند. بايد سطح رقابت‌هاي ليگ را افزايش دهيم. تيم‌هاي ليگ بايد از 18 به 16 تيم كاهش يابند و پاداشي كه براي بازيكنان و تيم‌هاي رده اول و دوم با سوم و چهارم در ليگ برتر در نظر گرفته مي‌شود، متفاوت باشد تا ايجاد انگيزه كند و معتقدم فدراسيون در اين زمينه مي‌تواند از باشگاهها نيز حمايت كند. زماني كه از سوي يك سازمان مرجع حمايت صورت بگيرد انگيزه ايجاد مي‌شود و بي شك زمينه موفقيت فراهم مي‌شود. يكي ديگر از مشكلاتي كه بر سر راه تيم‌ها است اين است كه زمانيكه مثلا در تهران يك بازي برگزار مي‌شود، 60 هزار تماشاگر در ورزشگاه حاضر مي‌شود و زماني ديگر در يك استان ديگر شاهد حضور 40 تماشاگر هستيم كه 20 نفر از آنها نيروهاي حراست و مسوولين برگزار كننده مسابقات هستند. اين امر نيز به نوعي باعث كاهش انگيزه مي‌شود. معتقدم براي برگزاري مسابقات بايد به گونه‌اي برنامه ريزي كرد كه تمامي شرايط براي برگزاري يك رقابت مهيا باشد و هوادار به ورزشگاه بيايد تا با تشويق و انگيزه‌اي كه هواداران به تيم‌هاي مي‌دهند، رقابتي خوب را به نمايش بگذارد و در نهايت بتوان شاهد افزايش سطح مسابقات در ليگ بود و البته بايد اين را بگويم كه مربيان ايراني در فوتبال ايران بسيار تاثيرگذار هستند.

چرا براي ديدن بازيهاي تيم شهرستاني به استانها سفر نمي‌كنيد؟

اتفاقا پنج شنبه به انزلي رفتم و ديدار ملوان انزلي با شاهين بوشهر را از نزديك تماشا كردم. ايران كشوري است پهناور و در 9 استان آن مسابقات ليگ به صورت همزمان يا يك روز فاصله برگزار مي‌شود. من نمي‌توانم تمام بازيها را از نزديك ببينم. فرصت آن را ندارم و فاصله‌اي كه ميان شهرها وجود دارد نيز اين اجازه را به من نمي‌دهد. در شهر تهران 2 تا 3 بازي انجام مي‌شود. من چگونه بايد برنامه خود را طراحي كنم كه بتوانم هر 3 بازي را از نزديك نظاره گر باشم؟ بيشتر سعي مي‌كنم مديريت داشته باشم و با اعزام دستيارانم به شهرها يا ديدن مسابقات از طريق ماهواره بازيها را رصد كنم و زير نظر داشته باشم. اگر بخواهم صادقانه بگويم دوست دارم تمامي شهرهاي ايران را از نزديك ببينم و اگر به تنهايي بخواهم به شهرستانها سفر كنم هزينه بر خواهد بود و برگزاري ليگ فرصت مناسبي براي اين تفريح خواهد بود اما واقعا زمان، اجازه هماهنگ بودن را نمي‌دهد. ضمن اين‌كه كار فشرده اجازه نمي‌دهد من زماني براي تفريح داشته باشم. از رئيس فدراسيون بايد بخواهم تا روزها را 36 ساعته كند، آن وقت مي‌توانم مرتب به استاديوم‌هاي مختلف در شهر‌ها بروم. مي‌دانم مردم دوست دارندكه كي روش در ورزشگاهها باشد. اين براي من باعث افتخار است اما زمان محدود.

صعود به جام جهاني از هر نظر مهم است ما دوست داريم نظر كارلوس كي روش را در اين باره بدانيم...

چهار دليل اصلي دارم كه صعود به جام جهاني اهميت دارد. دليل اول اين‌كه وقتي به جام جهاني صعود مي‌كنيد به دنيا اعلام مي‌كنيد كه عاشق فوتبال هستيد و اعتبار، شهرت و احترام كشورتان با صعود به جام جهاني بالا مي‌رود. دليل دوم اين است كه درهاي فوتبال جهان به روي فوتبال كشورتان باز مي‌شود و بازيكنان و مربيان ايراني مي‌توانند در فوتبال جهان حضور پيدا كنند و بازيكنان خوب كه در سطح بين‌المللي هستند، مي‌توانند وارد فوتبال ايران شوند و شما فوتبالتان را به جهان مي‌شناسانيد. دليل سوم اين است كه فيفا در جام جهاني گذشته به هر تيمي كه به جام جهاني صعود كرد 9 ميليون دلار پاداش داد كه ما مي‌توانيم اين مبلغ را كه در سال 2014 افزايش هم خواهد يافت خرج توسعه فوتبال پايه كنيم. دليل چهارم هم اين است كه وقتي احترام و ارزش لازم را بدست بياوريد و به جام جهاني صعود كنيد مسوولان مي‌توانند راحت تر به كرسي‌هاي بين‌المللي در كنفدراسيون فوتبال آسيا و فيفا برسند كه مهم ترين آن عضويت در هيات رئيسه‌هاي كنفدراسيون فوتبال آسيا و فيفاست كه با عضويت در اين هيات رئيسه‌ها مي‌توانند ازمنافع فوتبال ايران دفاع كنيم.

نكاتي كه گفتيد نكات مهمي است اما مي‌دانيد كه فوتبال ايران طرفداران ويژه‌اي دارد...

بله، ‌من با علم به وجود چنين شور و اشتياقي به شما اعلام مي‌كنم كه اين طرفداران ويژه هستند و من با توجه به شور و اشتياق مردم ايران به فوتبال، تيم ملي را مستحق حضور در جام جهاني مي‌دانم. من بيشتر از 30 سال است كه در فوتبال جهان و در كشورهايي نظير پرتغال، آمريكا، آفريقاي جنوبي، چين و... بوده ام. هيچ جاي دنيا نديده ام كه هواداران براي ديدن يك بازي، شب قبلش نزديك در ورودي ورزشگاه بخوابند. اين اشتياق ستودني است و اگر شما جايي غير از ايران را سراغ داريد بگوييد.

قرار بود شما با تيم‌هاي ملي پايه مثل نوجوانان،‌جوانان و اميد همكاري نزديكي به عنوان سوپر وايزر داشته باشيد اما پس از اتفاقاتي كه براي تيم ملي اميد افتاد، برخي معتقدند حضور شما در تيم‌هاي پايه كمرنگ شده است.آيا واقعا اين اتفاق افتاده است؟

من فوتبال پايه كشورهاي زيادي را ديده ام. چين، ‌انگليس، برزيل، ‌آفريقاي جنوبي و كشورهاي اروپايي. من تجربيات خوبي در فوتبال پايه دارم و همه اين را مي‌دانند و براي به اشتراك گذاشتن تجربياتم در دسترس هستم و دوست دارم بر كار تيم‌هاي پايه نظارت كنم، چرا كه هم دانشش را دارم و هم تجربه اش را. اما من دوست ندارم نظراتم را به مسوولان فوتبال پايه تحميل كنم. اما اگر كادر فني تيم‌هاي پايه تمايل داشته باشند من همه چيز را با آنها به اشتراك مي‌گذارم. آن اشتباهي كه در تيم اميد پيش آمد در تيم‌هاي ديگر هم پيش آمده، يادم هست در يكي از كشورهايي كه كار مي‌كردم در رده جوانان يك بار يك مربي چهار تعويض انجام داد و يا بارها و بارها از بازيكنان صغرسن استفاده كرد و هميشه از اين اتفاقات مي‌افتد اما ما بايد تغيير كنيم. من خودم را مي‌گويم، نسبت به گذشته اشتباهاتم كمتر شده است و اگر در گذشته 150 اشتباه مي‌كردم در حال حاضر 50 اشتباه مي‌كنم. من براي كمك به تيم‌هاي پايه هميشه آماده هستم و دوست دارم با كساني كه كار كنم كه تعهد دارند. در تيم ملي اميد اين تعامل وجود داشت و آنها همه چيز را با من چك مي‌كردند و نظرات من را مي‌خواستند. از من نخواهيد وقتم را جايي تلف كنم كه فقط صحبت و حرف مي‌بينم اما خبري از عمل در فوتبال پايه نيست. شايد هم كساني كه در فوتبال پايه هستند نمي‌خواهند با ما كار كنند.

زماني كه در مرخصي بوديد شايعات زيادي در خصوص مذاكره تيم‌هاي مختلف با شما مطرح شد، و هواداران فوتبال انتظار داشتند كه شما اين مسائل را تكذيب كنيد.....

زماني كه در مرخصي بودم متوجه شدم از سوي رسانه‌ها و مطبوعات داستان‌هاي جالبي مطرح شده است. با كادر خود و مدير رسانه‌اي تيم صحبت كردم و خواستم هر چه زودتر اين مسائل پايان يابد. در روزنامه‌ها آمده بود كه من با باشگاه و يا تيم‌هاي ديگر كشورها مذاكره كرده ام اما اين صحت نداشت. در طول 32 سال كار حرفه‌اي، هميشه به اصولي كه براي خود داشته ام، پايبند بوده ام و به قراردادي كه با فدراسيون‌ها يا باشگاهها بسته ام احترام گذاشته ام و حالا تصميم گرفته ام كه در ايران باشم نه جاي ديگر و تا زماني كه فدراسيون ايران من را بخواهد، من نيز هستم. اين كار حرفه‌اي نيست كه زماني كه با تيم يا كشوري قرارداد دارم، به جاي ديگري بروم و قرارداد جديدي را به امضا برسانم. قبل از حضورم در ايران گزينه‌هايي چون تركيه، برزيل، افريقا و انگليس و چند تيم اروپايي پيش رويم بود كه قراردادهايشان اصلا قابل مقايسه با قرارداد فعلي نيست اما وجود هدفي مشترك بين من و فدراسيون ايران باعث شد تا سرمربيگري اين تيم را برعهده داشته باشم.

خرداد ماه برنامه‌هاي تيم ملي بسيار فشرده است، چه برنامه‌اي براي آن داريد؟

فدراسيون از من يك انتظار دارد كه آن انتظار، هدف من است. فدراسيون فوتبال ايران از من انتظار دارد تا تيم كشورش به جام جهاني صعود كند و هدف من صعود و حضوري پر قدرت در ديدارهاي جام جهاني است و در نهايت هدف هر دو ما يكي است. معتقدم هدايت تيمي را بر عهده دارم كه در سال 2014 در رقابتهاي جام جهاني برزيل به مصاف حريفان خود مي‌رود. براي اين‌كه به اين هدف برسيم دو نكته مهم را نبايد فراموش كرد. اولا، ميل و اشتياقي است كه در من براي رسيدن به اين هدف دارم و باعث شده تا سخت كار كرده و برنامه ريزي كنم، اما مشكلاتي در اين بين وجود دارد. زماني كه بازيكن به تيم ملي دعوت مي‌كنم به دليل تنهايي ام در كمپ تيم‌هاي ملي و وقت صرف كردن نيست بلكه به دليل حرفه‌اي شدن و شناخت بهتر آنها در كنار فعاليت و تلاش است و در اين صورت است كه ميتوان به هدف خود رسيد. تيمي كه بيشتر كار كند مي‌تواند موفق باشد و به جام جهاني صعود كند. برگزاري اردوهاي مدون مي‌تواند ما را به هدفمان نزديك تر كند. بهت زده مي‌شوم زماني كه برخي از كارشناسان فوتبال اعلام مي‌كنند بازي با قطر مگر اردوي 10 روزه مي‌خواهد؟ بحث من بازي با قطر نيست و من فقط يك قدم جلوتر از خود را نمي‌بينم و من حضور در جام جهاني در سال 2014 را مي‌بينم و بحث قطر نيست و مهم حضور در عرصه بزرگ و بين‌المللي است. قطر براي من فقط حكم يك گام براي رسيدن به جام جهاني دارد. اگر پيشنهاد اردوي 10 روزه مي‌دهم و مي‌خواهم بازيكنان در كمپ باشند، نياز تيم و نياز براي رسيدن به يك هدف بزرگ است. اگر قرار است كه به برزيل رفته و از اماكن تفريحي آن لذت ببريم، بله تمامي اين برنامه‌ها بي فايده است اما اگر قرار است در برزيل حضور داشته باشيم و در آنجا موفق بوده و تمام تلاشمان را در آنجا انجام دهيم، بايد اردو باشد، بايد تمرين باشد، بايد مسابقه دوستانه برگزار شود تا به جام جهاني 2014 صعود كرد. تنها زمان صعود ما به جام جهاني از ماه ژوئن تا ماه نوامبر 2012 است. صعود در اين ماهها اتفاق مي‌افتد در نه سال 2014 و رئيس فدراسيون از من خواسته تا اين مهم اتفاق بيافتد. ما 6 بازي در سال 2012 پيش رو داريم و در واقع 75 درصد از كل امتيازها براي صعود را در اين ماه‌ها مي‌توانيم كسب مي‌كنيم. تا نوامبر مشخص مي‌شود كه صعود مي‌كنيم يا نه. نكته دومي كه بازهم بسيار مهم و حائز اهميت است، ذهنيت بازيكنان است. زماني كه صعود كرديم بايد ذهن بازيكنان را آماده كنيم تا حضوري پرقدرت و مطلوب در رقابتهاي جام جهاني برزيل داشته باشند. من مربي اي نيستم كه بخواهم فقط در برزيل حضور داشته باشم و از سواحلش لذت ببرم. مطمئنا مربي‌هايي وجود دارند كه با اين هدف به مقصد برزيل مي‌روند. مي‌خواهم وقتي كه به جام جهاني صعود كرديم، اگر شانسي براي پيروزي در هر ديدار وجود داشته باشد، آن پيروزي را بدست بياوريم. حضور در اين بازيها بايد با هدف بردن باشد و نه تنها با هدف حضور. بر همين اساس بازيكني مي‌خواهم كه براي جنگيدن و تلاش كردن آماده باشد و بازيكني نميخواهم كه فقط با صعود به جام جهاني ارضا شود و اين يكي ديگر از دلايل اردوي 10 روزه در قطر است. حتي در برنامه‌هاي خود، اردويي 2 يا 3 هفته‌اي را تا قبل از بازي در ماه ژوئن گنجانده ام. اگر افراد بتوانند، مواردي را كه گفتم درك كنند، بي شك دوست اين فوتبال و فدراسيون هستند و اگر كسي غير از اين نظر داشته باشد، خيلي ساده است، او هيچ گاه دلش براي اين فوتبال نمي‌سوزد.

 الان در فوتبال ايران چه احساسي داريد؟

75 ميليون نفر چشمشان به من است و كارم سخت است. هر شب با اين فكر مي‌خوابم و صبحها بيدار مي‌شوم كه بايد دل 75 ميليون نفر را شاد كنم، چرا كه بايد پاسخگوي همان 75 ميليون نفر باشم كه چشم اميدشان به تيم ملي ايران است. مطمئنا من فقط با طرفداران استقلال و پرسپوليس طرف نيستم و همه تيم‌هاي ايران و همه باشگاهها و طرفدارانشان مي‌خواهند تيم ملي به جام جهاني صعود كند. بار سنگيني روي دوش من است و تمام برنامه ريزي‌ها بايد طوري انجام شود كه 75 ميليون نفر راضي شوند. 12 سال است در تيم‌هاي ملي كار مي‌كنم و خوب مي‌دانم يك اشتباه كافي است كه يك مربي عليه يك كشور شود و يك كشور عليه يك مربي.

فكر مي‌كنيد انتخابات فدراسيون فوتبال روي كار شما اثر بگذارد؟

من به عنوان سرمربي تيم ملي، درگير قضاياي انتخابات نخواهم شد. در مدت زمان 10 ماهه‌اي كه در ايران بوده ام مسوولان فوتبال ايران را خوب شناخته ام. دوستانم در فدراسيون فوتبال از رئيس تا هيات رئيسه و همينطور سازمان ليگ و دبيركل فدراسيون، حمايت‌هاي فوق العاده‌اي از تيم ملي بزرگسالان داشته اند و جا دارد از آنها تشكر كنم چرا كه در داخل و خارج اردوها و سفرهاي خارجي هميشه ما را حمايت كرده اند و ارتباط ما خوب بوده است. من اميدوارم كساني كه راي مي‌دهند بهترين گزينه را انتخاب كنند و همينطور من كه يك راي دارم. البته راي من مخفي است و فقط خودم مي‌دانم به چه كسي راي مي‌دهم. ولي پس از 10 ماه يك تيم واقعي داريم و همه راه و چاه كار در فوتبال ايران را مي‌شناسيم و شك نداريم كه هر كسي هم كه انتخاب شود از هدف بزرگ ما حمايت خواهد كرد. فقط اين را بگويم كه ارتباط كاري و درك مشترك بسيار خوبي بين من و رئيس فدراسيون فوتبال برقرار شده و مايه تاسف خواهد بود كه اين ارتباط كاري من و كفاشيان قطع شود و بخواهم از نو با شخص ديگري فضاهاي كاري تيم ملي را مطرح كرده تا آنها را به سامان برسانيم.


|
امتیاز مطلب : 17
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 6
موضوعات مرتبط: , , ,
تاریخ : جمعه 1 دی 1390
نویسنده : Oda Pardeks

معاون رئيس جمهور:
ايران 500 سال گاز دارد
جام جم آنلاين: معاون رئیس جمهوری با تاکید بر اینکه ایران تا 500 سال اینده گاز دارد، از توسعه صنعت CNG به ایران به عنوان یک معجزه یاد کرد و گفت: تولید بنزین الکلی باید در دستور کار وزارت نفت قرار گیرد.

محمدجواد محمدی زاده در مراسم آغاز عرضه بنزین یورو 4 در سطح جایگاه سوخت تهران با بیان اینکه با اجرای طرح سهمیه بندی بنزین مصرف این فرآورده حدود 100 درصد در کشور کاهش یافته است، گفت: بر این اساس هم اکنون 60 میلیون لیتر بنزین در کشور مصرف می‌شود که اگر سهمیه بندی بنزین در کشور اجرا نمی‌شد مصرف این فرآورده از مرز 120 میلیون لیتر در روز عبور می‌کرد.

معاون رئیسی جمهور با اعلام اینکه در شرایط فعلی هنوز مصرف بنزین و سوخت در ایران با استانداردهای جهانی فاصله دارد تصریح کرد: اتلاف سوخت و انرژی در ناوگان حمل و نقل کشور وجود دارد اما باید با اجرای طرح‌های مختلف بهینه سازی مصرف انرژی در این بخش را در دستور کار قرار دهیم

رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست با اعلام اینکه ایران حداقل تا 150 سال آینده نفت و 500 سال آینده گاز در اختیار دارد، بیان کرد: با توجه به اینکه این انرژی‌ها تجدیدپذیر نبوده باید با متنوع سازی سبد مصرف انرژی امکان بهینه سازی بیشتر را در این بخش فراهم کنیم

این عضو کابینه دولت دهم با اعلام اینکه در سبد انرژی خودروها در اروپا سهم گازوئیل 55 درصد و سهم بنزین به کمتر از 40 درصد در سبد سوخت خودروها کاهش یافته است تبیین کرد: اما در ایران سهم بنزین به حدود 65 درصد افزایش یافته بد که تک محصولی شدن سبد سوخت خودروها یک فاجعه تلقی می‌شود.

این مقام مسئول با بیان اینکه بنزین با امنیت کشور ارتباط دارد خواستار متنوع سازی بیشتر سبد سوخت خودروها شد و افزود: ورود دو میلیون دستگاه خودروی گازسوز و توسعه صنعت سی ان جی در ایران یک معجزه به شمار می‌رود.

وی با اشاره به ضرورت ورود خودروهای الکتریکی، هیبرید و الکل سوز به ناوگان حمل و نقل کشور از تولید 60 درصد سوخت خودروهای در برزیل با استفاده از الکل گیاهی خبر داد و افزود:‌باید استفاده از انرژی‌ای پاک در سبد سوخت توسعه یابد.

محمدی‌زاده سرمایه گذاری 15میلیارد دلاری در طرح‌های بهینه سازی پالایشگاه نفت را یک اقدام موثر دولت برای صیانت بیشتر از محیط زیست عنوان کرد خاطرنشان کرد: این حجم از پروژه‌ها با وجود افزایش تحریم و بدون توقف تولید بنزین گازوئیل در پالایشگاه‌ها اجرایی شده است.(مهر)


|
امتیاز مطلب : 19
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 6
موضوعات مرتبط: , , ,
آخرین مطالب

/
به وبلاگ من خوش آمدید