تاریخ : دوشنبه 16 آبان 1390
نویسنده : konami
پای مسیحا که جهان مینبشت
گرگ سگی بر گذر افتاده دید
یوسفش از چه بدر افتاده دید
وان دگری گفت نه بس حاصلست
هر کس ازان پرده نوائی نمود
چون به سخن نوبت عیسی رسید
عیب رها کرد و به معنی رسید
گفت ز نقشی که در ایوان اوست
در بسپیدی نه چو دندان اوست
وان دو سه تن کرده ز بیم و امید
عیب کسان منگر و احسان خویش
دیده فرو کن به گریبان خویش
آینه روزی که بگیری به دست
خود شکن آنروز مشو خودپرست
زان بتو نه پرده فروهشتهاند
کان نبود طوق تو چون بنگری
انده دنیا مخور ای خواجه خیز
ور تو خوری بخش نظامی بریز
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
|
|