بايد بروم /اکبریانی
تاریخ : شنبه 22 بهمن 1390
نویسنده : konami

بايد بروم

 

محمدهاشم اكبرياني

 

انتشارات چشمه

كتاب در حقيقت يك عالمه جمله و فكر و خياله كه دنبال هم رديف شده . يك سمبلي از انسان امروزي كه سرگشته است نمي دونه به دنبال چيه و هيچ چيز بهش آرامش نمي ده . اين كتاب هم يك جور اشفتگي هاي ذهني چنين ادمي البته با مايه هاي سورئال هست .

فكر مي كنم سليقه هاي خاصي اين داستان را بپسندند من اولش برام جالب بود ولي ديگه بعدش به نظرم زياد هذيان گويي بود و اصلا جذبم نمي كرد . از نظر من كتاب بدي بود خوشم هم نيومد ازش .

آقاي اكبرياني شاعر هم هستند و در حقيقت قبل از ورود به عرصه داستان نويسي ، كتاب هاي شعرشون در بازار در اختيار خواننده ها قرار گرفت .



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


آخرین مطالب

/
به وبلاگ من خوش آمدید

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید