![[تصویر: World_of_Warcraft_TCG.jpg]](http://s1.picofile.com/file/6508093558/World_of_Warcraft_TCG.jpg)
Undead


Orc


Human


Elf Night

واركرافت يكي از پز افتخارترين نامها در دنياي بازيهاي رايانهايست، بازيهايي كه عنوان واركرافت را در خود دارند سه چهار تا بيشتر نيستند اما همين سه چهار تا بازي در هر زماني، سبك و سياق بازيهاي هم سبك خود را به كل تغيير داده است. اولين بار اولين بار نام واركرافت را يازده سال پيش يعني سال 74 ديديم. در آن زمان بازيهاي سبك استراتژي زياد نبودند، بهتر است بگويم بازيهاي استراتژي همزمان زياد نبودند، بد نيست بدانيد سال 74 مصادف بود با ديگر بازي پرآوازهي استراتژي يعني C&C. ميگويند يكي از دلايلي كه سبك استراتژي اين روزها اينقدر مطرح است و طرفدار زيادي دارد، دو بازي واركرافت و C&C هستند؛ دو بازي بسيار خوب و خوش ساختي كه همزمان عرضه شدند و به سليقهي مخاطبين تكان اساسي وارد كردند. واركرافت دقيقاً نقش مقابل C&C است. دنياي ردآلرت يك دنياي مدرن و پيشرفته با آخرين فناوريهاي روز و سلاحهاي گرم است؛ اما دنياي واركرفت يك دنياي تاريخي آرام و سرسبز با سربازاني است كه با سلاحهاي سرد ميتوانند با يكديگر مبارزه كنند.
يازده سال پيش نه خبري از رسانهي بازيها بود و نه بازيها اينقدر گسترده بودند كه بتوانيد پيشاپيش از آنها خبر داشته باشيد. هر چه در بازار گيرتان ميآمد بايد بازي ميكرديد؛ اينجاست وقتي نام واركرفت را در برابر C&C ميشنويد، معني نامها تأثير زيادي بر شما ميگذارند. WArcraft يك كلمهي من در آوردي است كه تركيبي همانند Witchcraft يا Craftهاي ديگر دارد و اگر بخواهيم معني كنيم ميشود "هنر جنگيدن". معنياي كه به راستي برازندهي اين بازي است. واقعاً براي واركرفت بازي كردن در آن زمانها بايد هنر لشكركشي، حمله، دفاع و ضد حمله را ميدانستيد. همزمان بودن بازي به جذاب تر شدن آن كمك زيادي كرده بود. براي انجام واركرفت انرژي فكري زيادي بايد مصرف ميكرديد و مانند C&C تنها با "دستور" دادن "فاتح" از بازي خارج نميشديد.
بسياري از مؤلفههاي بازيهاي استراتژي اين روزها، مستقيماً از واركرفت منشأ ميگيرند. در اين بازي بود كه اولين بار ساخت و ساز داخلي و تهيهي مواد غذايي لازم براي واحدها و وسايل جنگي مطرح شد. در C&C فقط بايد به فكر سرباز و تانك توليد كردن و طلا جمع كردن ميبوديد و بس اما در واركرفت بايد حواستان را در هزار جا تقسيم ميكرديد، تهيهي چوب، استخراج نفت از دريا و ساخت مزارع و خانههاي لازم براي اسكان دادن سربازان.
در واركرفتهاي اوليه تنها دو جناح يعني انسانها و اوركها بودند. به نظر من واركرفت 2 جزء سه بازي استراتژي برتر تاريخ است. روند بازي عالي بود و گرافيك و جزئياتي كه در آن زمان جادوگران بيلزارد تحت داس به شما نشان ميدادند خيلي بيشتر از آن چيزي بود كه در ذهنتان ميگنجيد. چه ساعتهايي كه صرف برنامه ريزي براي حمله به حريف نميكرديم. تكتك حركاتتان بايد از روي نقشه و حساب شده انجام ميشد. در واركرفت هيچوقت نميتوانستيد به صورت انبوه لشكر توليد كنيد و با بيشتر بودن تعداد بر حريف غلبه كنيد. دو بازي با نام واركفت 2 عرضه شد كه اولي Tides of Darkness و دومي Beyond the Dark Portal نام داشتند. بيلزارد قصد تهيهي يك بازي ديگر با نام Warcraft Adventures را هم داشت كه به دلايلي ساخت آن لغو شد و داستانش در يكي از كتابهاي دنياي واركرفت به نام Lord of the Clans منتشر گرديد.
واركرفت 3 باز هم ژانر استراتژي را از همه نظر ارتقا داد. بعد از چند سال كه ديگر همه از ساخته شدن يك ادامه براي واركرفت ناامديد شده بودند، بيلزارد قلب همهي طرفداران را خوشحال كرد. واركرفت 3 هم اكنون بعد از چهار سال هنوز انتخاب برتر استراتژي بازها به خصوص آنهايي كه اهل بازيهاي چند نفره در گيمنتها هستند. آنقدر اين بازي از همه نظر بالانس و عالي بود كه در مسابقات رسمي دنيا واركرفت 3 به عنوان يكي از اصليترين رشتههاي بازي ياد ميكنند. بدون شك هيچ استراتژي اين چنين در تاريخ بازيهاي رايانهاي درخشش نداشته. دربارهي ادامهي آن و ورود به دنياي واركرفت ممورپج بهتر است پاي صحبت بزرگان wow بنشينيد !
پديدهاي بي سر و صدا
تغيير سبك بازي محبوب واركرفت از يك استراتژي به يك ممورپچ كار بسيار بزرگي بود. كاري كه به خوبي انجام شد و باعث شد كه نام واكرفت در بين بازيها يك نام جاودانه بشود. اگر هم تا به حال نشده در آيندهي نزديك خواهد شد. دنياي واركرفت بسيار بزرگ است و هر روز هم بزرگتر ميشود. دنيايي كه ميليونها نفر هماكنون به گوشه و كنارش آشنا هستند و نام تپهها و درههايش را هم ميدانند. واركرفت يك پديدهي مدرن است، هم در زندگيه ميليونها نفر، هم در دنياي بازيهاي رايانهاي و هم در دنياي ادبيات! باور كنيد اين آخري را از خودم در نياوردم. دنياي واركرفت چند سال ديگر جاي سرزمين ميانه را خواهد گرفت. چندي پيش يكي از دوستان كم سن و سالم را ديدم كه به من گفت:"ميداني واركرفت و شخصيتهايش از يك كتاب قديمي به همين نام گرفته شدهاند؟" من با قطعيت گفتم نه! اين طور نيست واركرفت نام يك سري بازي است كه اول استراتژي بود و تو عمرت قد نميدهد كه آنها را بازي كرده باشي.
اما حالا ميفهمم منظور او چه بوده!
سرزمين آزروث
متفكرين بيلزارد خيلي ظريف بين هستند، دنيايي براي بازيشان خلق كردهاند كه حالا براي هر چه بيشتر جا انداختن آن و محبوب كردنش، افسانههايي از دنياي واركرفت به صورت كتاب منتشر شده. واقعاً چه لذتي دارد! اين كه وارد سرزمين آزروث ميشوي، به يكي از دستههاي هورد يا الاينس ميپيوندي و شروع ميكني به مبارزه. بعد از آن كه نقشه را حسابي گشتي؛ ناگهان كتابي به دستت ميرسد و كه تاريخچه و داستانهايي از اين دنيا برايت نقل ميكند. اين كه چطور هوردها و الاينسها به وجود آمدند، چطور الفهاي برتر راهشان را از انسانها جدا كردند و به سرزمينهاي شرقي يعني لوردآيرون رفتند. چطور نايتالفها به خاطر پرستش ماه و شب از "كوئل تالاس" يا همان جامعهي الفهاي برتر رانده شدند كه خورشيد را منشأ همهي خوبيها ميدانستند. چطور در دوران اول آفرينش دنياهاي تخيلي واركرفت. "سارگراس" كه قوي ترين جنگجوي تايتانها بود، به مراقبت از مخلوقال دنيا گماشته شد اما وسوسه قدرت كمكم او را فرا گرفت و تبديل به منشأ شر در آزروث شد. لشكريان سوزان چطور شكل گرفتند و از اوركها به عنوان قويترين اسلحهشان استفاده كردند.
داستانهاي دنياي آزروث واقعاً خواندني هستند. به خوصوص اگر شخصاً سري به آنجا زده باشيد و از نزديك مكانهايي كه در قصه ها وصفشان آمده را ديده باشيد. "ارباب حلقهها" در زمان خودش يك پديده بود؛ سرزمين ميانه دنياي بسيار بزرگ و پر افسانهاي بود كه هر چه داستانهايش را ميخوانديم سير نميشديم. خيليها سعي كردند اين دنيا را بازسازي كنند و داستان را به تصوير بكشند؛ در قالب فيلم يا كتاب. اما در دنياي واركرفت وضعيت دقيقاً برعكس است! شما اول دنيا را از نزديك ميبينيد و نامها را ميشنويد و سپس افسانهها و سرگذشت آنها را ميخوانيد. فكر ميكنيد اثر كدام بيشتر است؟
ارباب سرورها
مطمئن باشيد در چند سال آينده واركرافت خيلي گستردهتر خواهد شد. از همين حالا سازندهها در حال جا انداختن "فرهنگ واركرفتي" هستند. كارتهاي بازي واركرفت مدتي است كه وارد بازار شده و طرفداران زيادي هم دارد. بچههاي كم سن و سالتر كه نميتوانند كه نميتوانند پاي ممورپجهاي پيچيده بنشينند، در خانه دور هم جمع ميشوند و با يك بازي فكري جذاب رو ميزي، در قالب انسانها، اوركها، الفها و دوارفها با هم ميجنگند؛ در حالي كه خواهر و برادرهاي بزرگترشان در همان زمان به يك سرور wow متصل شدهاند و مشغول گشت و گذار در يك گوشهي آزروث هستند.
چند سال بعد و براي نسل جديد، داستان آرتاس هيجان انگيزترين و بهترين داستاني است كه ميتوانيد تعريف كنيد. سارگراس جانشين خوبي براي مورگوث است. تا وقتي آرتاس، ليچكينگ جاودانه و منشأ تباهي، در آزروث وجود دارند، كسي از سائورون ساد نميكند. نايت الفها خيلي به ياد ماندنيتر از الفهاي نولدور خواهند كه خودشان را از جمع الفهاي برتر والينور جدا كردند. نام "آركام"، الفي كه به كوئلتالاس ها خيانت كرد و باعث شد سرزمين جادويي آنها در آتش حملهي سپاه سوزان از بين برود بسيار منفور تر از "فيانور" خواهد شد كه سيلماريل را تقديم مورگوث كرد ...
دنياي ديگر
داستانهاي واركرفت شايد به زيبايي روايتهاي تالكين نباشند، اما بسيار لذت بخش هستند. هر چه باشد يك استاد دانشگاه درجهي يك ادبيات آنها را ننوشته! اما بيلزارد روياي تالكين را تحقق ميبخشد. افسانههاي آزروث به اين خاطر قابل قبول و دوست داشتني هستند كه پيش از شنيدن آنها، نبيجهشان را به چشم ديدهايد. از نزديك آرتاس را ميشناسيد، به او در راندن سپاه مردهها از لوردآريون كمك كرديد، خودتان روي روي شمشير "فراستمورن" كليك كرديد تا آرتاس آن را بردارد و به اين ترتيب تبديل بشود به يك شر مطلق!
زماني بود كه ميگفتند تالكين خول و چل و ديوانه است. عدهاي هم يقين داشتند كه او سرزمين ميانه را از نزديك ديده كه اين طور از تاريخ و جغرافيايش با جزئيات خبر دارد. بعضي هم فكر ميكردند كه سرزمين ميانه هنوز هم هست و براي ديدنش، مانند دنياي جادوگران رولينك، بايد شرايط مورد قبول را داشته باشيد. اما دنياي واركرفت واقعاً هست! هيچ كس هم آن را كتمان نميكند. ميليونها نفر شرايط مورد قبول براي رفت و آمد در اين دنيا را دارند. افسانههاي آزروث خيلي هم دور از ذهن نيستند. آرتاس را همه مانند زيدان ميشناسند و چهرهاش را ديدهاند.
كاري كه بيلزارد انجام داد خيلي بيشتر و ارزشمندتر از ساختن يك بازي آنلاين است.
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0