کمک های کامپیوتری
تاریخ : سه‌شنبه 24 آبان 1390
نویسنده : konami


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ : سه‌شنبه 24 آبان 1390
نویسنده : konami

شیپور خدا

مقدمه:نفخ صور از موضوعات مرتبط با بحث معاد است. لذا در مورد ماهیت و فلسفه و کیفیت آن سوالات بسیاری قابل طرح است. مثلاً فلسفه نفخ صور در چیست؟ اگر قرار است انسان ها بمیرند آیا عزرائیل نمی تواند همه را بمیراند؟ و آیا با این نفخ صور همه موجودات حتی ملائکه نیز می میرند؟ در این صورت مرگ ملائکه چه معنائی دارد؟ این نوشتار به دنبال پاسخگویی به این سوالات سامان یافته است.

 

فلسفه نفخ صور

نفخ در صور، نوعی دگرگونی کلی در جهان آفرینش است و تنها مربوط به انسان نیست که بپرسیم مگر عزرائیل نمی تواند جان همه انسان ها را بگیرد؟ در واقع، نفخ صور، اعلام پایان یافتن مرحله ای از جهان آفرینش و آغاز شدن مرحله ای جدید است، مرحله ای که همه باطن ها ظاهر می شود و این، یک مرگ عادی - ولو مرگ همه انسان ها نیست، بلکه تغییری عظیم و غیرقابل تصور است، تغییری است که در آن، نظام اسباب و علل مادی برچیده می شود و نظام جدیدی حکمفرما می گردد.

خداوند سبحان فرمود: هر که در آسمان ها و هر که در زمین است بیهوش می افتد مگر کسی را که خدا بخواهد و فرمود: هر که در آسمان و هر که در زمین است دچار فزع خواهد شد مگر کسی را که خدا بخواهد

بدین معنا، ملائکه و حتی خود عزرائیل هم می میرند، اما مرگ آنها به معنای خروج روح از بدن نیست. به تعبیر علامه طباطبایی «نکته قابل توجه این است که خداوند در مورد این میراندن لفظ «صعق» را به کار برده است نه «موت» را. شاید از این جهت باشد که "موت" لفظی است که بر خروج روح از بدن اطلاق می شود، در حالی که حکم نفخ، همه موجودات آسمان و زمین، از جمله ملائکه و ارواح را نیز شامل می شود: «فصعق من فی السموات و من فی الارض» (زمر/68)؛ پس هر که در آسمان ها و هر که در زمین باشد دچار صعق می شود. و در این کلام خدا «لایذوقون فیها الموت الا الموته الاولی» (دخان/56) و در آن مرگی جز همان مرگ اول نمی چشند، که در وصف بهشت است. ظاهراً از این جهت است که در آیه شریفه، فقط بر خروج روح از بدن که همان "موته اولی" است، اطلاق موت شده و بنابراین "صعق" که خود نوعی مردن است، مصداق موت شمرده نشده است. از این جا فهمیده می شود که در معنای موت، به نحوی خروج روح از بدن لحاظ شده و به عبارت دیگر بهشتیان که این آیه در مورد آنهاست، نیز دو حادثه پشت سر نهاده اند که هر کدام در واقع نوعی "مردن" است: خروج روح از بدن و صعقه، و در آیه شریفه فقط یک موت برای بهشتیان ثابت گشته و آن هم به "موت اول" تعبیر شده است، از این جا می توان فهمید که در مورد "صعقه"، که در آن خروج روح از بدن مطرح نیست، اطلاق موت و مردن نمی شود.

مرگ

با این بیان، پاسخ تمام نکات مورد سوال معلوم شد و از جمله فلسفه نفخ نیز آشکار گشت که همان اعلام پایان یک مرحله از آفرینش و شروع مرحله جدید است. اما مطلبی که باید افزود، این است که با فنخ صور همگان نمی میرند، استثنا هم وجود دارد. البته مطابق توضیح فوق، معلوم است که استثنای مذکور، فرشتگان نیستند و عجیب تر این که افراد مورد استثنا برخی انسان ها هستند یعنی مخلصین. علامه طباطبایی در توضیح این مطلب می گویند: خداوند سبحان فرمود: هر که در آسمان ها و هر که در زمین است بیهوش می افتد مگر کسی را که خدا بخواهد و فرمود: هر که در آسمان و هر که در زمین است دچار فزع خواهد شد مگر کسی را که خدا بخواهد.

منظور از"من فی الارض" کسانی نیستند که در قید حیات اند و قبل از برزخ، روی زمین به زندگی خود ادامه می دهند. زیرا خداوند حکم برزخ را شامل همگان دانسته است:"و من ورائهم برزخ الی یوم یبعثون" (مومنون/100) و پیشاپیش آنان برزخی است تا روزی که برانگیخته شوند. بلکه مراد اهل شقاوت است که خداوند آنها را "... اخلد الی الارض" (اعراف/176) خوانده و فرموده است که درهای آسمان هیچگاه به روی آنها باز نمی شود (اعراف/40) و در قیامت هم از آنان نمی پرسند تاکنون چقدر درنگ کرده اید؟ بلکه می پرسند در زمین چه قدر درنگ کرده اید (روم/56)

اما منظور از "من فی السموات" ملائکه و انسان های سعادتمند هستند، خداوند می فرماید: "روزی شما و هر چه که به شما وعده داده شده است در آسمان است" (ذاریات/22) که این اشاره به ملائکه دارد که موکل رزق انسان و امور دیگر هستند.

اما در ادامه دو آیه شریفه 87 نمل و 68 زمر، عبادت "الا من شاءالله" آمده است که نشان می دهد کسانی از فزع و صعق مربوط به نفخ صور، استثنا شده اند و این استثناشدگان در آیات دیگری مشخص گردیده اند.

نفخ صور، اعلام پایان یافتن مرحله ای از جهان آفرینش و آغاز شدن مرحله ای جدید است، مرحله ای که همه باطن ها ظاهر می شود و این، یک مرگ عادی - ولو مرگ همه انسان ها نیست، بلکه تغییری عظیم و غیرقابل تصور است، تغییری است که در آن، نظام اسباب و علل مادی برچیده می شود و نظام جدیدی حکمفرما می گردد

آیه 89 سوره نمل، که در آن تعبیر "فزع" آمده است آیات بعدی را تفسیر می کند زیرا می فرماید: "کسی که حسنه بیاورد برایش بهتر از آن است و آنها از فزع آن روز در امان اند" منظور از حسنه "حسنه ی مطلق" است نه آمیخته به گناه. بنابراین اگر در عمل شخصی، حسنه و سیئه به هم آمیخته باشد، به سبب وجود سیئه، از فزع در امان نخواهد بود. پس کسی از فزع در امان است که ذاتش پاک و اعمالش از بدی ها پیراسته باشد و آشکار است که این معنای "حسنه" همان ولایت است. و این معنا در روایات متعددی نقل شده است به عنوان مثال از امام صادق (علیه السلام) در تفسیر آیه 89 سوره نمل آمده است:"الحسنه معرفه الولایه و حبّنا اهل البیت ..."

با این توضیح، وضعیت آیه 68 سوره زمر نیز آشکار می شود. در این آیه آمده است: در صور دمیده می شود و کسانی که در آسمان و زمین اند، دچار صعق می شوند. سپس دوباره دمیده می شود و آنها برپا می ایستند، از ظاهر آیه پیداست همان کسی که از نفخه اول در "صعق" اند، "قیام" می کنند و نزد خدا احضار می گردند. اما خداوند بندگان مخلص خود را از زمره این "احضارشوندگان" استثنا کرده است: فانهم لمحضرون الا عبادالله المخلصین" (صافات/128- 127) و این مخلصین همان کسانی اند که شیطان به آنها راهی ندارد(ص 83- 82) و ذاتشان از هر سیئه ای پاک و پیراسته است و این همان ولایت است.

با توجه به این که خداوند فرمود: "آسمان ها را هم در هنگام قیامت در هم می پیچیم" (انبیاء/104) این مخلصین مورد بحث در آسمان ها هم نیستند، بلکه جایگاهشان ورای آسمان ها و زمین است و با این توضیح در همه جا حاضرند.

 

خلاصه سخن ...

نفخ صور که نوعی تغییر و تحول در نظام آفرینش است همه موجودات را در بر می گیرد جز عده خاصی که در قرآن از آنها به مخلصین یاد شده است و تنها این افراد از حکم فزع و صعقه در امان هستند و به حیات خود ادامه می دهند و جایگاه آنها نه در آسمان است و نه در زمین بلکه بر کل عالم احاطه دارند.

منابع:

1- قرآن کریم

2- انسان از آغاز تا انجام، محمدحسین طباطبایی، ص 91- 89 و 289

3- اصول کافی، شیخ کلینی، ج1، ص 115

4- آفتاب اندیشه، حسین یاسوزنچی، ج5، ص 14


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ : دوشنبه 23 آبان 1390
نویسنده : konami


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ : دوشنبه 23 آبان 1390
نویسنده : konami
(از بالا) سازدهنی ترومولو، سازدهنی کروماتیک و سازدهنی دیاتونیک.

هارمونیکا (Harmonica) یا سازدهنی (Mouth Organ) جزو سازهای بادی است و در خانوادهٔ سازهای زبانه آزاد (Free Reed Instruments) قرار می گیرد. تولید صوت در این نوع سازها نتیجه ارتعاش یک زبانه (Reed) از جنس فلز است که تنها یک سرآن به بدنه ساز متصل شده و انتهای دیگرش می تواند آزادانه حرکت کند. به ارتعاش درآمدن این زبانه‌ها در اثر عبورجریان هوا موجب تولید صدای ساز می شود.

از سایر سازهای این خانواده می توان ملودیکا (Melodica)، کنسرتینا (Concertina) و آکاردئون (Accordion) را نام برد. شاید برخی مواقع متوجه شباهت موجود بین صدای سازدهنی و آکاردئون شده باشید. این شباهت در جنس صدا، در واقع به خاطر شباهت در ساختمان این سازها و نحوه تولید صوت در آنها است.

 

تاریخچه [ویرایش]

گر چه چینی‌های باستان نوعی سازدهنی با زبانه‌های چوبی داشته‌اند و موتسارت قطعه‏ای برای سازدهنی شیشه‏ای (یک ساز کاملاً متفاوت متشکّل از یک سِری قطعه شیشه‌های کوک شده) نوشت، سازدهنی دیاتونیکی (Diatonic) که ما هم‌اکنون می‏شناسیم، در اوائل قرن نوزدهم، در آلمان ساخته شده است. این ساز به‌وسیله‌ی موج مهاجرین ترک‌کننده‌ی آلمان، به ایالات متّحده و بریتانیای کبیر برده شد و در اواسط قرن نوزدهم، در سراسر جهان، نواخته می‌شده است.

سازدهنی کروماتیک (Chromatic)، در سال 1918 اختراع شد و از آنجایی که شامل هر دوازده نیم‌پرده‌ی گام کروماتیک می‌باشد، به شما اجازه می‌دهد که آهنگ کاملتری را بنوازید؛ مانند قطعه‌های جاز و کلاسیک؛ و همچنین برای نوازندگی تا حدود زیادی کاملتر است.

طبقه بندی کلی [ویرایش]

سازدهنی را به روش‌های مختلفی طبقه بندی می کنند اما اگر از سازدهنی‌های بیس (Bass) و کورد (Chord) صرف نظر کنیم، سازدهنی هایی را که بیشتر برای نواختن سولو (Solo) استفاده می شوند می توان در یک طبقه بندی بسیار کلی به 2 گروه اصلی تقسیم کرد:

  1. سازدهنی‌های دو زبانه ای Doble Reed(ed) Harmonicas
  2. سازدهنی‌های تک زبانه ای Single Reed(ed) Harmonicas

 

انواع مختلف سازدهنی و کاربردشان [ویرایش]

از انواع مختلف سازدهنی بر حسب قابلیت‌های مختلف و جنس صدایشان در سبک‌های خاصی از موسیقی بیشتر استفاده می‌شود که در اینجا به صورت مختصر و فهرست وار به آنها اشاره می کنیم:

  • سازدهنی ترمولو و اکتاو : سبک‌های Folk و Pop
  • سازدهنی دیاتونیک : سبک‌های Blues ، Country ، Rock ، Irish ، Folk و Pop
  • سازدهنی کروماتیک : سبک‌های Classical ، Jazz ، Irish و Pop
  • سازدهنی بیس و کورد : سبک‌های Classical و Pop البته بیشتر به صورت گروه نوازی

 

 

منبع‌ها [ویرایش]


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ : دوشنبه 23 آبان 1390
نویسنده : konami

چیـن اولین كشوری است كه می توان آن را مبـدع  سازدهنی دانست در 3000 سال قبل از میلاد در چین زمان حكومت امپراطوری نین كاوا سازی با زبانه های چوبی وجود داشت كه از نظر ساختمان و نوع صدا دهی بسیار شبیه به سازدهنی امروزی بود . اما ریشـه سازدهـنی های امروز را بایـد در اروپا و خصوصاً در آلمان جستجو كرد . در قرن 17 میـلادی برای كوك كردن صـدای ارگ كلیسـا از وسیله ای استـفاده می شد با تیغه های فـلزی كــه با دمیدن در سوراخـهای آن فركانس ثابتی تولید می شد. این وسیـله مشـابه دیاپازون و بسیار بزرگ تر از سازدهنی های امروزی بود. در حقیقت پدر آكاردئون ، ملودیكا و سازدهنی محسوب می شود . 

 هارمونیكا (سازدهنی) در سال 1818 توسط كریستین فردریك بوشمان 16 ساله اختراع و درسال 1821 به عنوان ساز در برلین به ثبت رسید . ساز اختراعی بوشمان بوسیله دمیـدن در تیغـه های فـولادی به صدا در می آمد و شامل یکسری  زبانه از جنس  فولادی بود که به طور افقی چیده شده بودنـد و فقط نتـهـا با فوت كردن به صـدا در می آمدنـد . نتـها در سـاز ابداعـی بوشـمـان به صـورت كروماتیك و پشت سر هم قرار داشتند . او در نامه ای به برادرش ساز ابداعی خود را چنین توصیف نمود : ابزاری اختراع کرده که بسیار جالب است . حدود دوازده سانت طول دارد و بیست و یک نت را تولید می کند ، تمامی حالات دینامیك و احساسی را اجرا می کند وقادر به نگهداشتن ارزش زمانی نتها به هر میزان دلخواه می باشد .

بوشمان با سـفرهای زیـاد قابـلیت های منـحصر به فرد هـارمونیكـا را به مردم اروپا نشـان داد. در سال 1826 میلادی شخصی بنام ژوزف ریختر اختراع بوشمان را با اضافه کردن ردیف دوم زبانه بالای اولین ردیف ولی در جهت  مخالف آن كامل نمود با ابداع  ریختر تیغه های ردیف پائین در هنگام فوت كردن و تیغه های  بالا هنگامی که هوا به داخل مكش می شد‍ به صدا در می آمد. در سال 1857 میلادی یك ساعت ساز آلمانی  به نام ماتیوس هوهـنر  شروع به تولید و ساخت سازدهنی به صورت حرفه ای نمود . او در آشـپزخانه منـزل خود به كمك همـسر و یك كارگـر توانست سالی 650 ساز دهنی تولید كند و در سال 1924 میلادی كارخانه هوهنر تولید سازدهنی كروماتیك را آغاز نمود . هوهنر از شهرت انواع گروه های موسیقی برای افزایش محبوبیت سازدهنی استفاده كرد. به عنوان مثال: مدل مرین بند  (Marine Band) که معروفترین مدل ساز دهنی دیاتونیك می باشد  نیز از روی نام گروهی معروف در آمریکا به سرپرستی فیلیپ سوزا گرفته شده است .

سوزا خودش روی جعبه ساز دهنی هوهنر را امضا می کرد و این جملات را می نوشت " ساز دهنی پایه و اساس زندگی موسیقیایی است ." خود او نیز یک مارش هیجان انگیز به نام جادوی ساز دهنی ساخت . هوهنر  در سال 1902 میلادی درگذشت .كوچكی و صدای دلنشین این ساز باعث شد كه به سرعت بین مردم به محبوبیت خوبی دست یابد . بیـشترین توجه به سـازدهنی از طرف مهاجران اروپایی به آمریـكا صورت گرفـت . مردمـی كه از كودكی با موسیقی مانوس بودند در سرزمـین جدید خود به دنبال سازهایی بودند كه بتوانند با صدای آنها دوری از وطن و سختی هایی كه با آنها دست به گریبان بودند را فراموش كنند . سازدهنی به خاطر قابلیتهای منحصر به فرد خود علاقه مندان زیادی بین آمریكاییها خصوصاً كارگران سیاه كه مردمانی با استعداد بودند ، پیدا كرد . نگاه پاك و كودكانه و گرایش زیاد آنها به موسیقی باعث شد كه با استفاده از سازهای مستعمل اربابان سفید خود دست به ابداع شیوه جدیدی از موسیقی بزنند . در این بین نوازندگان سیاهپوست سازدهنی با تأثیر از محیط و صـداهای اطراف خود از قبیل صدای جنگل ، قطار ، جانوران و ... سبك جدیدی ابداع كردند .

 همانطور كه سازدهنی در اروپا جای خود را در اركسترهای بزرگ كلاسیك باز می كرد وآهنگسازان بیشتـر به قابلیتها و تأثیر صدای دلنشین این سـاز ، پی می بردنـد ، در آمریكا نیز سازدهنی خصوصاً در سبكهای جز ، بلوز . كانتری ، فولك و راك  مورد استفاده قرار گرفت. به طوری كه در سال 1930 میلادی بیش از دو هزار اركستر سازدهنی تأسیس شده بود . در نهایت در 26 دسامبر سال 1965 سازدهنی توسط شیرا ولی Schira Wally  فضا نورد ، پای را از كره زمین نیز فراتر نهاد .


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ : دوشنبه 23 آبان 1390
نویسنده : konami

طبل

中国国际广播电台

طبل یکی از آلات موسیقی متداول ضربه ای چین میباشد . ازکشفیات باستانی خاکی معلوم است که طبل حدود 3000 سال قدمت دارد . درقدیم الایام ،طبل نه تنها در مراسم قربانی و درمواقع رقص وآواز وبرای نواختن آهنگ بکار می رفت بلکه وسیله ا ی برای اعلام نبرد با دشمن ،تارومار کردن حیوانات ویا اعلام وقت و خطر بود .مقارن با پیشرفت های جامعه ،در ارکستر ملی ،نمایشات تاتر و اپرا ،رقص وآواز ،مسابقات قایق رانی و رقص باشیرمصنوعی و رقابت کار طبل از آلات موسیقی ضروری محسوب شد .ساخت طبل ساده است و شامل بدنه و رویه آن می باشد . طبل آلت موسیقی صوتی است و معمولا از چرم جانوران تهیه می شودکه روی چارچوب(بدنی ) طبل کشیده می شود. بر اثرضربه زدنها ارتعاش صدا به گوش می رسد و صوت بوجود می اید.تنوع طبل در چین زیاد است ازقبیل طبل بزرگ و طبلهایی به شکل گلدان و غیره.

"یوا گو"یعنی طبلی که شبیه شکل کبد انسان است . میانه آن کلفت و دو سر آن تیز است و مانند ساقه خیزران .می باشد روی دو انتهای آن پوست (چرم)گاو ویا اسب کشیده می شود و در دو پهلوی طبل حلقه نصب دو با طناب این دو حلقه بهم وصل می گردد . صدای این گونه طبل روشن و طنین دار است و اغلب رقص مردمی را همراهی می کند و یا به کمر رقاصان آویخته می شود و رقاصان در نمایش آ نرابا چوبک می زنندو با آن می رقصند.

اینک به آهنگ قدیمی با عنوان " ببر دندانها را بهم می ساید" گوش فرمائید.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ : دوشنبه 23 آبان 1390
نویسنده : konami

طبل حلبی
'Die Blechtrommel'
طبل حلبی.gif
نویسنده گونتر گراس
برگرداننده سروش حبیبی
سبک رمانی

طَبلِ حَلَبی (به آلمانی: Die Blechtrommel) رمانی است به قلم گونتر گراس که سال ۱۹۵۹ میلادی منتشر شد. این رمان در کنار دو رمان دیگر با نام‌های موش و گربه و سال‌های سگی سه‌گانه‌ای را تشکیل می‌دهند.

محتویات

 [نهفتن

درباره رمان [ویرایش]

گونتر گراس در مصاحبه‌های مختلف خود بارها گفته است که او هیچ وقت انتظار نداشته این رمان تا این اندازه مورد استقبال خوانندگان و منتقدان قرار گیرد.

او در گفت‌وگویی که سال ۱۳۸۹ با ماهنامه ادبی ـ هنری نافه کرد درباره این رمان گفته بود «من مدیون گروه ۴۷7 هستم. آن موقع نویسنده جوانی بودم و در گروه ۴۷ شعرهای اولیه‌‌ام را می‌خواندم. بعداً در همان گروه اولین رمانم طبل حلبی را خواندم.» [۱]

گراس در این گفت‌وگو درباره شوخی‌های اسکار، قهرمان رمانش با مسیح و مذهب گفته بود «شوخی‌ها و طنز او دشمنی با مذهب نیست. اسکار دچار توهم می‌شود و به خیالات واهی می‌افتد. همان چیزی که در خیلی از مردم می‌بینیم. اسکار فکر می‌کند مسیح نجات‌دهنده است.»

سال ۲۰۰۹ به مناسبت پنجاهمین سال انتشار این رمان در بسیاری از انجمن‌ها و مراکز فرهنگی آلمان برنامه‌های بزرگداشتی با حضور گونتر گراس برگزار شد.

داستان [ویرایش]

شخصیت اصلی این رمان پسری است که تصمیم می‌گیرد از سن سه سالگی بزرگ‌تر نشود. بنابراین در همان قد و قوارهٔ کودکی باقی می‌ماند. اما از نظر فکری رشد می‌کند. افراد دور و بر این پسر او را کودک می‌انگارند. در حالی که او همه چیز را می بیند و درک می‌کند و هر جا که بتواند از توانایی‌های خاص خودش برای تفریح یا تغییر شرایط استفاده می‌کند.

در این رمان وقایعی مربوط به دوران هیتلر آمده است که این کودک نیز شاهد آنها است و نقشی در آنها ایفا می‌کند. شرایط این کودک که به صورتی ناقص‌الخلقه باعث آزار دیگران می‌شود یا با استفاده از احساسات دیگران از آنها سوءاستفاده می‌نماید، به نوعی نشانگر شرایط زمانی جامعهٔ آن دوران آلمان است.

نسخه فارسی [ویرایش]

رمان طبل حلبی را سروش حبیبی به فارسی برگردانده که انتشارات نیلوفر سال ۱۳۸۱ آن را چاپ کرد.

نسخه سینمایی [ویرایش]

از روی این رمان فیلمی با همین نام به کارگردانی فولکر شلندورف ساخته شد که توانست اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان را از ان خود کند.

منابع [ویرایش]

  1. گفت‌وگو با گونتر گراس، هیچ جنگی نمی‌تواند انسانیت را نجات دهد، علیرضا غلامی، ماهنامه ادبی ـ هنری نافه، آبان ۱۳۸۹

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ : دوشنبه 23 آبان 1390
نویسنده : konami
تاریخ : دوشنبه 23 آبان 1390
نویسنده : konami


این که از چه زمانی این نام به سازی که امروز در دست ما است (تار) اطلاق شده معلوم نیست. تنها در شعر فرخی سیستانی تار در ردیف "غژ" و "نزهت" که نام دو آلت موسیقی است به کار رفته است:

هر روز یکی دولت و هر روز یکی غژ

هر روز یکی نزهت و هر روز یکی تار

آنچه مسلم است این است که ما تا دوره صفویه سازی به نام و شکل تار امروزی نداشته ایم. زیرا در نقاشی های آن دوره هم اثری از آن دیده نمی شود. در صورتی که در مجلس بزم تالار چهل ستون اصفهان کمانچه، عود و سنتور دیده می شود.

ساز دیگری در ایران به نام طنبور یا تنبور سابقه بسیار قدیم دارد که فارابی نیز از آن نام می برد و در اشعار شاعران پیشین ایران هم ذکر آن رفته است. چنان که منوچهری دامغانی می گوید:

به یاد شهریارم، نوش گردان

به بانگ چنگ و موسیقار و طنبور

و هم چنین در جای دیگر سروده است:

خنیا گرانت، فاخته و عندلیب را

بشکست نای در کف و طنبور در کنار

بعضی گویند تار، همان بربط باستانی است که بعدها عود نامیده شده است. در این که عود و بربط یکی است شکی نیست. ولی تار به طنبور بیشتر شباهت دارد تا به عود و بربط.
در قدیم دو نوع طنبور بوده است: طنبور خراسانی و طنبور بغدادی. این ساز دو سیم داشته و مضرابی بوده که با انگشتان دست راست نواخته می شده و هم اکنون در کردستان معمول است.
بر خلاف عود که دسته ای کج دارد، دسته تنبور راست و بلند است و مانند تار، پرده بندی می شود، ولی عده پرده های آن کمتر است. شکل طنبور همه جا در نقاشی های قدیم بخصوص در مینیاتورها دیده می شود و کاسه آن از چوب است و دهانه آن هم پوست ندارد مثل سه تار. ولی کاسه آن بزرگ تر است و به شکل یک نصفه خربزه است.
به نظر چنین می رسد که سه تار از نوع طنبور بوده است. با این تفاوت که طنبور را با چهار انگشت دست راست (بدون شست) به صدا در می آوردند ولی در سه تار، ناخن سبابه عمل مضراب را انجام می دهد. احتمالاً چون صدای سه تار کم بوده است کاسه این ساز را بزرگ تر کرده و روی آن پوست کشیده اند و با مضراب فلزی نواخته اند تا طنین آن بیشتر شود.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ : دوشنبه 23 آبان 1390
نویسنده : konami


این که شهرت دارد ابونصر فارابی مخترع تار بوده است سند تاریخی ندارد.
در دوره صفویه از نوازنده ای به نام استاد "شهسوار چهارتاری" نام برده اند و معروف است که "شیخ حیدر" مخترع چهار تار است. هم چنین گویند شخصی به نام "رضاء الدین شیرازی"، شش تار را اختراع کرده است.
به طورکلی تار در دوره قاجاریه یکی از ارکان موسیقی ایران شده است.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
آخرین مطالب

/
به وبلاگ من خوش آمدید

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران