یادداشتی درباره ی کارگردان های محبوب
تاریخ : چهارشنبه 11 آبان 1390
نویسنده : konami

 

1 - آلفرد هیچکاک : "هیچکاک" برای خیلی ها مترادف است با "سینما" . کسی که در دوران کلاسیک سینما ، فیلم های مدرن و جلو تر از زمانه ی خود می ساخته . هر چند ظاهر فیلم هایش حالا کمی قدیمی شده اند و از این نظر به سختی تماشاگر امروزی را جذب می کند ، اما خب ! فیلم هایش آنقدر ویژگی های خوب زیادی دارند که می شود در طول آنها به اندازه ی کافی لذت برد . خالق تریلر های دلهره آور مرموز و فیلم های جنایی با تم رومانس . فیلم هایی که بشدت خوب و غیرکلیشه ای ساخته شده اند و آنقدر جذاب اند که می توانند تماشاگران را تا انتها نگه دارند . نکته این است که باید به فیلم های هیچکاک به طور مستقل نگاه کرد و نه در مقایسه با فیلم های کارگردان دیگری ، که این مقایسه کاملا نادرست و اشتباه است . به همین خاطر است که نمی توانم هیچکاک را با اسکورسیزی و دیگر کارگردانان محبوبم در این لیست مقایسه کنم و بگویم مثلاً آلفرد هیچکاک را بیشتر از اسکورسیزی دوست دارم .

هیچکاک همیشه در ابتدای فهرست قرار دارد .

فیم های محبوب من از هیچکاک :

سرگیجه ، روانی ، پنجره ی عقبی و ...


2 - مارتین اسکورسیزی : درست است که همه ی فیلم های مارتین اسکورسیزی را به یک اندازه دوست ندارم ، اما در کل سبک فیلمسازی اسکورسیزی را بشدت ستایش می کنم . سبکی پر از تحرک و جزئیات و حرکات نوآورانه ی دوربین و بازی های رئال بازیگران و آدم های اکثراً تنها و لحظات طغیان شخصیت ها و تدوین پر از کات و شخصیت پردازی حرفه ای و ... و هر چیزی که فیلم را از حالت ساکن و تئاتری اش دور و به اصل "سینما" نزدیک می کند .

به هر حال هنوز درباره ی اسکورسیزی حرف دارم بزنم . باشد برای بعد ! باید کمی بیشتر فکر کنم . 

فیلم های محبوب من از اسکورسیزی : راننده تاکسی ، گاو خشمگین ، سلطان کمدی ، رفقای خوب و ...

3 - فرانسیس فورد کاپولا : معلوم نیست که چرا آثار جدید این کارگردان سابقاً محبوب من ، دیگر مرا تحت تأثیر قرار نمی دهد و انتظار مرا از کسی در حد او براورده نمی کند . کسی که زمانی عادت داشت فیلم هایی بزرگ و باشکوه بسازد . اما به هر حال مهم نیست . اگر کاپولا هیچ فیلم دیگری نمی ساخت و فقط همین "پدر خوانده 1 و 2"و "اینک آخرالزمان" را داشت ، باز هم برایش کافی بود .

فیلم های محبوب من از کاپولا : پدرخوانده 1 ، پدرخوانده 2 ، اینک آخرالزمان .  

 

4 - استنلی کوبریک : کوبریک یکی از بزرگ ترین و دقیق ترین کارگردان های سینما بود . فیلم هایش شبیه جشن های با شکوه و کم نقصی است که در آنها از همه ی عناصر به بهترین شکل ممکن استفاده شده است . داستان ، موسیقی ، فیلمبرداری ، تدوین ، بازیگران  انگار همه زیر نظر یک فرد بشدت دقیق و وسواسی چاره ای ندارند جز اینکه به بهترین شکل ممکن عمل کنند و اثری را بوجود آورند که در حد و اندازه ی خودش کامل است .

دنیای استنلی کوبریک دنیای بزرگی بود . شاید به همین خاطر است که هیچ وقت خودش را به یک ژانر محدود نکرد و در سبک های مختلف و درباره ی آدم های مختلف فیلم ساخت . هر چند عقایدش تغییر ناپذیر بود و چه در فضا چه در زمین ، شخصیت هایش نمی توانستند خشونت پنهانی که درونشان بود را مخفی  کنند .

فیلم های محبوب من از کوبریک :

تلالؤ ، پرتقال کوکی ، 2001 : یک اودیسه ی فضایی ، غلاف تمام فلزی و ...

5 - بیلی وایلدر : استاد ساختن فیلم های جذاب و خوش ساخت . استاد ساختن  فیلم های کمدی (و همینطور درام) . استاد بوجود آوردن دیالوگ های فوق العاده مفرح و به یاد ماندنی . نویسنده ی فیلمنامه هایی که کسی جرأت نمی کند از آنها ایراد بگیرد . حتی اگر راوی یکی از [بهترین] آثارش فردی مرده باشد .

خالق چند تا از بهترین و لذت بخش ترین کمدی های تاریخ سینما .

فیلم های محبوب من از بیلی وایلدر :

غرامت مضاعف ، سانست بلوار ، بعضی ها داغشو دوست دارن ، آپارتمان و ... .

6 - استیون اسپیلبرگ : اسپیلبرگ مطمئناً یکی از معدود کارگردان هایی است که در هالیوود همه نوع فیلمی ساخته . از فیلم ترسناکش ، آرواره ها تا فیلم علمی-تخیلی ای مثل برخورد نزدیک از نوع سوم ، از سری فیلم های ماجراجویانه ی ایندیانا جونز تا فیلم های جنگی ِ نجات سرباز رایان و فهرست شیندلر و چندین نوع فیلم دیگر که لااقل در هر کدام از ژانر ها یک فیلم خوب ساخته .

هر چند بعضی ها اسپیلبرگ را کارگردانی می دانند که صرفا بدنبال سرگرم کردن تماشاگران است و دارای فیلم های کلیشه ای است ، اما من همیشه به او بعنوان یک مؤلف و کارگردانی دارای سبک نگاه می کنم و عقیده دارم که کلیشه ای که دیگران در فیلم های سرگرم کننده ی او تشخیص می دهند ، توسط خود او پایه گذاری و شروع شده .

فیلم های محبوب من از اسپیلبرگ : نجات سرباز رایان ، فهرست شیندلر ، هوش مصنوعی ، برخورد نزدیک از نوع سوم و ...  .

7 - سرجیو لئونه : هر چند من وسترن ساده و کلاسیک را دوست دارم و همیشه از تماشای فیلم های مثلا جان فورد لذت کافی می برم اما سرجیو لئونه ژانر وسترن را به کل دگرگون کرد ! کار معرکه ی سرجیو لئونه این بود که مؤلفه های وسترن را کلا تغییر داد و به تاریخ سینما ثابت کرد فیلمسازی در تپه ها و دشت ها ، فیلمسازی از شبه شهر های چوبی و مردانی که کلاه کابویی بر سر می گذارند لزوما نباید همانطوری باشد که از قبل تثبیت شده . اوج این خلاقیت ها هم موقعی بود که سرجیو لئونه ی کارگردان به همراه انیو موریکونه ی آهنگساز و کلینت ایستوود بازیگر [با آن سیگار گوشه ی لبش] شاهکاری ساختند به اسم خوب ، بد ، زشت .

در ضمن چندین سال بعد سرجیو لئونه به آمریکا رفت و با همراه همیشگی اش انیو موریکونه و رابرت دنیرو ، با مؤلفه های همیشگی اش یک فیلم گنگستری ساختند و شاهکار مستقلی را به تاریخ سینما اضافه کردند .

نمی توانم این مطلب کوتاه را تمام کنم و به استعداد فوق العاده ی سرجیو لئونه در ساختن سکانس های شاهکار و ماندگار اشاره نکنم . دوئل سه نفره ی پایان خوب ، بد ، زشت یا صحنه ی کشته شدن پسربچه در فیلم روزی روزگاری در آمریکا ، آنطوری که پسرک بصورت اسلوموشن به طرف دوربین می دود و موسیقی محشر موریکونه شروع می شود ! و کلی از این سکانس های کوچک و بزرگ و عالی که به تاریخ سینما پیوسته اند .

فیلم های محبوب من از سرجیو لئونه :

خوب ، بد ، زشت ، روزی روزگاری در آمریکا ، روزی روزگاری در غرب و ... .

 8 - کوئنتین تارانتینو : تماشای فیلم های تارانتینو همیشه تجربه ی فوق العاده و لذت بخشی بوده . تارانتینو در ترکیب دنیای کمیک استریپ ها و فیلم های بزن بکش و اکشن و گنگستری با عناصر پست مدرنیسم مخصوص خودش و سبک داستانگویی غیر خطی و شیوه ی فیلمسازی آزادش ، دنیای جدیدی بوجود آورده که نمی توان از تماشایش خسته شد . البته تارانتینو یک فیلم کمی متفاوت هم ساخته که به اندازه ی شاهکار هایش ، پالپ فیکشن و بیل را بکش (ها) مورد استقبال قرار نگرفت . 

هر چند به نظر من هم جکی براون مثل بقیه ی فیلم های تارانتینو (بغیر از ضد مرگ) جذاب و فوق العاده نیست و نمی شود بار ها تماشایش کرد ، اما از نظر لحن مرا غافلگیر کرد . این اثر چیزی است که من به آن می گویم  یک فیلم عالی سیاه پوستی . از همان هایی که تارانتینو بخشی از دوران نوجوانی اش را با آنان گذرانده .

فیلم های محبوب من از میان آثار تارانتینو : پالپ فیکشن ، بیل را بکش : جلد یک و دو ، اراذل بی آبرو ، جکی براون .

9 - برادران کوئن : چه چیزی از این لذت بخش تر است که آدم به تماشای فیلمی از برادران کوئن بنشیند . فیلمسازانی که چه در فیلمنامه نویسی و چه در کارگردانی نوشته هایشان ، سبک و فلسفه ی مخصوص خود را دارند . شخصاً هیچ وقت از تماشای فیلم فارگو خسته نمی شوم . فیلمی در عین سادگی ، فوق العاده پیچیده و پر از ظرافت . و با اینکه فیلم در محیطی برفی و سرد می گذرد ، بشدت گرم و پر انرژی و خنده دار است . ویژگی هایی که در فیلم های "قبل از فارگو" به اندازه کافی نبود (یعنی کم تر سرگرم کننده و بامزه بودند) و در فیلم های "بعد از فارگو" به اندازه ی کافی بوده و هست .

فیلم های محبوب من از برادران کوئن : فارگو ، لبوسکی بزرگ ، ای برارد تو کجایی ؟ ، جایی برای مردان قدیم نیست و ...



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


آخرین مطالب

/
به وبلاگ من خوش آمدید

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید