قصه هاي بهرنگ / بهرنگی
تاریخ : شنبه 22 بهمن 1390
نویسنده : konami

قصه هاي بهرنگ

 

صمد بهرنگي

 

انتشارات روزبهان

اولدوز و كلاغ ها : اولدوز و عروسك سخن گو را كه قبلا تعريف كردم اين بار كه اولدوز بدون عروسك شده با كلاغ ها دوست مي شه و به شهر اونها مي ره .
اولدوز و عروسك سخن گو : قبلا تعريف كردم .
كچل كفتر باز : دختر پادشاه عاشق كچلي مي شود كه روي پشت بامشان كفتربازي مي كند . 
پسرك لبو فروش : مرد معلم روستاست و پسرك لبو فروش از سرنوشت خود و خواهرش برايش مي گويد .
سرگذشت دانه ي برف : همين ديگه نحوه تشكيل دانه برف .
پيرزن و جوجه طلايي اش : پيرزن عاشق جوجه طلايي اش است و عنكبوت به اين رابطه حسودي مي كند .
دو گربه روي ديوار : دو گربه حاضر نيستند كمي كوتاه بيايند تا ديگري رد شود و نتيجه براي هر دو بد است.
سرگذشت دو مرول ديوانه سر : مردي كه قرار است عزارييل جانش را بگيرد .
افسانه ي محبت : خدمتكاري كه عاشق دختر پادشاه است ولي دختر پادشاه خيلي خودپسند است .
يك هلو و هزار هلو : درخت هلو ميوه نمي دهد چون منتظر صاحب اصلي اش است .
24 ساعت در خواب و بيداري : پسرك فقير دوره گرد در تهران كه عاشق يك شتر اسباب بازي است .
كوراوغلو و كچل حمزه : كوراوغلو مي خواهد با ثروت مندان مبارزه كند و د اسب مشهور دارد كه ككچل قصد دزدي آنها را دارد .

توي برنامم بود وقتي دارم آثار بهرنگي را مي خونم اين كتاب را هم حتما بخونم كه اون موقع گيرم نيومد و نشد و حالا به دستم رسيد . قشنگ بود ساده صميم و زيب .

بهرنگي توي يك رودخانه غرق مي شه و البته حرف و حديث پشتش زياد بوده عده اي معتدقند واقعا غرق شده و برخي هم فكر مي كنند رژيم شاه اونو كشته .



|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


آخرین مطالب

/
به وبلاگ من خوش آمدید

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران