
خاطرات دختری افغان در آن سوی مرزها
فرح احمدی
نفیسه معتکف
انتشارات البرز
فرح دختری افغانی است که در سن ÷ایین هنگام رفتن به مدرسه ابتدایی روی مین می رود و یکی از پاهایش را از دست می دهد و پای دیگر نیز قدرت حرکتی کاملی ندار . فرح از سختی زندگی در یک کشور جهان سومی و در حال جنگ می گوید از فرارش به پاکستان از چگونگی رفتنش به آمریکا . از زندگی در امریکا و حسرت اینکه چرا وقتی زندگی می تواند این گونه آزاد و راحت باشد ، مردم کشورش دائم می جنگند و به دنبال چیزهای دیگر هستند ؟!
خوشم اومد از نظر ادبی چیز خاصی نداره خیلی ساده ابتدایی و سر راست شاید هدفش هم نخ نما باشه ولی صادقانه است قضیه را شلوغ نکرده و جدای همه اینها برای من جالب بعد سرنوشتش بود اینکه چطور یک روز ساده همه محاسبات زندگیت می ریزه به هم و اینکه سرنوشت چه چیزهایی که در پیش نداره .
قسمت زیبایی از کتاب
چه خوب است که گاهی آدم بتواند مکثی کند و از مشکلات خود لذت ببرد .